از استعاره آگیاری تا ورهرام

از استعاره آگیاری تا ورهرام

#از_استعاره_آگیاری_تا_ورهرام
#تکثیر_تکثر (طرح ژنوم ادبیات)

تفاوتی  بین آتشکده های ورهرام و آگیاری بود.
آگیاری شامل آتشکده های کوچک اما ورهرام شامل آتشکده های بزرگی که ترتیب تهیه آتش آن با آگیاری فرق داشت. با اسلوب و روش خاصی صورت می گرفت که اساس آن بر تهیه آتش از “اجاق صنوف مختلف”می باشد تا همه با هم پیوند و همبستگی داشته باشند.
رسم بوده که هر قوم و ایل و طایفه ای که مهاجرت می کرد آتش اجاق خانوادگی را که از  احترام خاصی برخوردار بوده با خود به” محل جدید “می برده و با آتش اجاق خانوادگی محل جدید پیوند می داده تا اتحاد برقرار شود.
این سنت تاریخی را می توان در متن ها به دو بخش متن های ورهرامی و متن های آگیاری  سرایت داد.
شعر هفتاد_نود بیش از آن که  ورهرامی باشد آگیاری است.
متن های اگیاری متن هایی خانوادگی و محدود اند اما برای این که به متن های ورهرامی پیوند بخورند باید این فرصت را ایجاد کرد که “اجاق خانوادگی”خود را به اجاقی بزدگتر یعنی متن های ورهرامی برساند.
مساله این است که صنوف مختلف آگیاری گویا آن محل جدید را گم کرده اند. چیزی عامل نمی شود که متن های آگیاری  خود را به محل جدید برسانند تا اتحادی بزرگ تر در دل متن ها صورت بگیرد.
متن های اگیاری با حفظ اجاق خانوادگی می توانند خود را به متنی بزرگ تر یعنی متن ورهرام برسانند اما عواملی در این میان نقش موانع را بازی می کنند تا “اجاق صنوف مختلف”همچنان کور بماند.
باید  از دل متن های آگیاری، نقبی به سوی متن های ورهرام زد تا” اجاق صنوف مختلف”با حفظ آتش اجاق خانوادگی خود را به آتش بزرگتر برساند.
شاید این مهاجرت قومی یا طایفه ای در متن ها  باشد اما مساله این است که این اقوام حتی با حفظ اجاق خانوادگی قادر به رساندن خود به محل جدید نیستند.
مساله محل جدید برای پیوند و همبستگی جهت ایجاد متن ورهرام مساله ای بسیار مهم در شعر هفتاد_نود است.
پیش از این که این اجاق خانوادگی متن های آگیاری کور شود باید این متن ها به هم رساند تا اجاق صنوف مختلف به هم پیوند بخورند و آتش متن ورهرام شعله ور تر شود.
شعر هفتاد _نود به ویژه در بخش شعر اقوام باید خود را از آگیاری به ورهرام برساند.
آگیاری ،اجاق خانوادگی اقوام مختلف است که  باید خود را به محل جدید برساند پیش از آن که دیر شود و این اجاق خاموش گردد.
شعر اقوام ایران به مهاجرتی تازه نیازمند است. اما این مهاجرت نیازمند شناختن محلی جدید است. محلی که آغاز اتحاد و هم بستگی است. اتحادی که مبنای آتشی بزرگ تر است یعنی ورهرام.
اجاق خانوادگی شعر اقوام (آگیاری)باید به اجاق محل جدید(ورهرام) پیوند بخورد. این فقط خاص شعر اقوام هم شاید نباشد چرا که در این سه دهه اخیر شعر فارسی هم بر اثر برخی گسست ها “آن محل جدید”را از دست داده است و تبدیل به “اجاقی خانوادگی”شده است. بیراه نگفته ایم اگر شعر فارسی هفتاد_نود را شعر آگیاری بنامیم. شعری با خصوصیت حزبی و قومی و طایفه ای که فقط خود را محل جدید می نامد و منتطر است که اجاق صنوف مختلف به ان منتهی شوند.
این “تصور خود ارجاع محل جدید” می تو اند این اجاق خانوادگی  شعر را کور کند.

گویا دیگر هیج تفاوتی بین شعر اقوام و شعر فارسی وجود ندارد و همه آگیاری شده اند.
این شعر نیازمند اتحادی ورهرامی است. محلی جدید که همه را مجبور به مهاجرت سازد. مهاجرت به سمت همبستگی و ایجاد “اجاق صنوف مختلف” برای آتشی بزرگ تر در متن ها.
کوچی حتمی برای یافتن محلی جدید. محلی که همه مهاجر باشند. محلی که به اجاق های خانوادگی  فرصت پیوند و اتحاد بدهد.
اگر شعر هفتاد_نود شعر قطعات است اما این قطعات با حفظ اجاق خانوادگی نیازمند محلی جدید است. محلی به نام ورهرام.
ورهرام اجاقی متشکل از صنوف مختلف است. اجاقی که آتش همه خانوا ده های قومی طایفه ای را در خود دارد.
چیزی انگار  مانع این کوچ است. این می تواند از دریچه های مختلف بررسی گردد.
آیا محل جدید را نمی شناسیم یا این که قادر به کوچ نیستیم یا این که هر کدام  خود را سرسختانه محل جدید می دانیم.
در هر صورت این اجاق خانوادگی اگر خود را به محل جدید نرساند خاموش خواهد شد. چیزی هایی هستند که می خواهند این اجاق ها به هم نرسند و خاموش شوند.
متن های مان کوچ کردند اما نه به محل جدید ورهرام بلکه به جایی که ناپدید شده اند. محلی که عملا وجود ندارد.
هدایت متن های آگیاری و طایفه ای شعر امروز(متشکل از شعر اقوام و شعر فارسی)  به محل جدید ورهرام نیازمند بررسی و تحقیقات و هوشیاری منتقدان است. این یک جنبش است نه یک شورش.

✍ مراد قلی‌پور
تنظیم: زانا کوردستانی