اندرزنامه

اندرزهای آذرباد مهراسپندان و تعالیم سعدی . ( دکتر علی رجبی)

اندرزهای آذرباد مهراسپندان و تعالیم سعدی

اندرزها را می‌توان حاصل دانش و تجربه‌های مختلف یک فرد در زمینه های مختلف زندگی و تعقل جمعی یک جامعه محسوب کرد که به‌عنوان ادبیات شفاهی یک ملت به حیات خود ادامه می‌دهد.
هرچند ممکن است در جریان این انتقال شفاهی تغییراتی هم در آن‌ها اتفاق بیافتد.
«اندرزها اساساً از زمره ادبیات شفاهی‌اند که از نسلی به نسلی همراه با تغییراتی منتقل‌شده‌اند. به همین علت تعیین مؤلف و زمان تألیف برای آن‌ها کاری مشکل و گاه محال است».(تفضلی،۱۳۷۸: ۱۸۱)
و یا به تعریفی دیگر «اندرزها که در نوشته های پهلوی «فرهنگ»، «آفراه» و «چاشته» نیز نامیده شدهاند، حاصل اندیشه و تجربه های فرهنگی یک ملت در دورهای طولانی است که سینه‌به‌سینه و نسل به نسل منتقل‌شده و غنی‌تر گشته است». (گشتاسب؛ حاجی پور،۱۳۹۶: ۳).
علاقه و نوع نگرش ایرانیان به ادبیات اندرزی باعث می‌شود که «از قدیم‌الایام موعظه ها و پندهای عام المنفعه را هم مانند تاریخ حوادث بزرگ و اموری که نشانة سرفرازی و افتخاراتشان بوده، علاوه بر کتب، بر صخره های عظیم نگاشته یا در بناهای بزرگ به یادگار بگذراند… و یا در طراز لباس‌ها و حاشیة فرشها و کنارة سفره ها یا در میان بعضی از ظروف به‌جای نقش و نگار و یا در ضمن نقش و نگار سخنان کوتاه پندآمیز بنویسند؛ مانند خوان انوشیروان و تاج انوشیروان». همان ۱۸ و ۱۷٫
این ثبت و ضبط اندرزها در ادامه موجب تالیف اندرزنامه ها می شود که به مجموعه آثار و نوشته‌هایی گفته می‌شود که دربردارنده پند، سخنان حکمت‌آمیز و نصیحت بوده و در آن‌ها درباره مسائل مختلف اخلاقی، تربیتی، دینی، سیاسی و… سفارش‌هایی انجام‌شده است.
آثار مختلفی درزمینه پند و اندرز در ادبیات قبل از اسلام وجود داشته که تعدادی از آن‌ها به خط و زبان پهلوی باقی‌مانده است.
ادبیات پس از اسلام در ایران در این حوزه ادبی به‌نوعی تحت تأثیر ادبیات پیش از اسلام بوده و میراث دار آن به شمار می‌رود.
صاحب گلستان که اندرز و حکمت در آثار او بیش از دیگران تجلی دارد از این تاثیر بی بهره نبوده و از منابع و آثار پیش از خود در مضامین اندرزی خود استفاده کرده است.
مقایسه حکایات گلستان با اندرزهای آذرباد مهراسپندان (از موبدان بزرگ عصر شاپور دوم) برخی از این تأثیرپذیری‌ها را نشان می دهد. این موضوع البته ادعای تازه ای نیست و خود سعدی تصریح دارد که از دانش و معرفت پیشینیان استفاده کرده است، جایی که در دیباچه گلستان می‌گوید:
«کلمه‌ای چند به طریق اختصار از نوادر امثال و شعر و حکایات ملوک ماضی در این کتاب درج کردیم و عمر گران‌مایه بر او خرج».
تکرار نام شخصیت‌هایی چون بزرجمهر و انوشیروان هم می‌تواند بیانگر این نکته باشد که سعدی با آثارشان آشنا بوده است.

نمونه‌ها و شاهد مثال‌ها

۱- با پادشاه گستاخی نکردن

آذرباد، پند شماره ۴: با مرد خدای و سالار گستاخ مباش

سعدی باب اول حکایت ۳۱:

وزرای نوشیروان در مهمی از مصالح مملکت اندیشه همی‌کردند و هریکی از ایشان دگرگونه رأی همی‌زدند و ملک همچنین تدبیری اندیشه کرد. بزرجمهر را رأی ملک اختیار آمد. وزیران در نهانش گفتند: رأی ملک را جه مزیّت دیدی بر فکر چندین حکیم گفت: موجب آن‌که انجام کارها معلوم نیست و رأی همگان در مشیت است که صواب آید یا خطا پس موافقت رأی ملک اولی تر است تا اگر خلاف صواب آید، به علت متابعت از معاتبت ایمن باشم.
خلاف رای سلطان رای جستن// به خون خویش باشد دست شستن

۲- بندگی نکردن برای کسی

آذرباد پند شماره ۷: خویشتن به بندگی کس مسپار

سعدی باب اول حکایت ۳۶:

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به‌زور بازو نان خوردی. باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.
به دست آهن تفته کردن خمیر // به از دست بر سینه پیش امیر
عمر گران‌مایه در این صرف شد// تا چه خورم سیف چه پوشم شتا
ای شکم خیره به نانی بساز // تا نکنی پشت به خدمت دوتا

۳- دوری از خشم و کینه‌توزی دیگران (البته در خطاب فرق دارند اما مفهوم و درون‌مایه یکی است)

آذرباد پند شماره ۸:
هرکی با تو به خشم کین رود ازش دور باش

سعدی باب هشتم حکایت ۱۷:

خشم بیش‌ازحد گرفتن وحشت آرد و لطف بی‌وقت هیبت ببرد نه‌چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه‌چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.

۴- راز به زنان نگفتن

آذرباد پند ۱۱٫
راز به زنان مبر و …

سعدی باب هشتم حکایت ۴۳:

مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه
و باب هشتم:
هر آن سري که داري با دوست در ميان منه… و رازي که پنهان خواهي باکس در ميان منه

۵- به‌موقع حرف زدن و با تأمل و اندیشه سخن گفتن

آذرباد پند شماره ۱۲:

هرچه شنوی نیوش، هرزه مگوی/ شماره ۵۲: جز به اندیشه سخن مگوی

سعدی باب سوم حکایت ۴:

سخن آنگه کند حکیم آغاز // یا سرانگشت سوی لقمه دراز
که ز ناگفتنش خلل زاید // یا ز ناخوردنش به جان آید
و یا: اول اندیشه وانگهی گفتار // پای‌بست آمده است و پس دیوار (دیباچه)
سخن‌دان پرورده پیر کهن // بیندیشد انگه بگوید سخن
مزن بی‌تأمل به گفتار دم // نکو گو و گر دیر گویی چه غم (دیباچه)

و نیز باب چهارم حکایت ۷:

یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن‌کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند
سخن را سرست ای خداوند و بن // میاور سخن در میان سخن
خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش // نگوید سخن تا نبیند خموش
و حکایت ۱۳ باب هفتم و … به این نکته اشاراتی دارند.

۶- دوری از عجله در عقوبت کردن

آذرباد پند شماره ۲۷:
به پاد افراه کردن مردمان دندان تیز مکن

سعدی باب پنجم حکایت ۱۹:

به‌تندی سبک‌دست بردن به تیغ // به دندان برد پشت دست دریغ

۷- زورگویی نکردن

آذرباد پند شماره ۲۹: مردم مزن

سعدی باب دوم حکایت ۴۱:
گرت از دست برآید دهنی شیرین کن // مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی

۸- هم‌صحبتی با دانشمندان و دانایان و احترام به آن‌ها

آذرباد پند ۳۶:

پیشگاه مرد دانا گرامی دار، ازش سخن پرس

سعدی باب دوم حکایت ۳۷:

گفت دانا به گوش جان بشنو // ور نماند به گفتنش کردار
و یا: بزرگش نخوانند اهل خرد // که نام بزرگان به زشتی برد

۹- دروغ نگفتن

آذرباد پند شماره ۳۷:

به هیچ‌کس دروغ مگوی

سعدی باب هشتم:

دروغ به ضربت لازم ماند که اگر نیز جراحت درست شود نشان بماند…
یکی را که عادت بود راستی // خطایی بود در گذارند از او
و گر نامور شد به قول دروغ // دگر راست باور ندارند از او

۱۰- درخواست نکردن از مردم

آذرباد پند شماره ۳۸:

از کسی که شرمش نیست خواسته مگیر

سعدی در باب سوم (در فضیلت قناعت) حکایات و جملات متعددی دراین‌باره دارد ازجمله حکایت ۳ و ۱۰ و ۱۲ و ۱۴
هر چه از دونان به منت خواستی در تن افزودی و از جان کاستی …

علاوه بر این موارد می‌توان موارد دیگری هم به مثال‌های ذکرشده اضافه کرد و چنانکه می‌بینیم تأثیرپذیری شاعر بزرگ و معلم اخلاق از آذرباد مهر اسپندان مشهود است.
سعدی در گلستان در بیان پندها و اندرزهای خود همانند سایر نویسندگان و شاعران تحت تأثیر آثاری بوده است که به‌صورت مستقل وجود داشته‌اند و یا ترجمه‌ای از آن‌ها در کتاب‌ها و آثار عربی گنجانده‌شده بوده است یا اینکه از طریق شنیدن آن‌ها را ثبت و در تألیف گلستان استفاده کرده است.
اندرزهای سعدی در گلستان اگرچه از اندرزهای آذرباد مهر سپندان تأثیر پذیرفته اما در نوع اندرز در برخی جاها از آن تبعیت نمیکند و به‌عبارت‌دیگر اندرزهای مهراسپندان مستقیم ولی اندرزهای سعدی غیرمستقیم است. هرچند اندرز مستقیم نیز در گلستان به چشم می‌خورد.
این تأثیرپذیری گاهی در محتوا اتفاق افتاده است و گاهی عین جمله آذرباد در گلستان آمده است.
البته گاهی هم عکس گفته‌های اذرباد نیز روایت‌شده است و یا مخاطبش تغییر کرده است.
بسیاری از اندرزهای آذرباد مهر اسپندان را می‌توان در گلستان سعدی بازشناسی کرد که در این متن صرفاً به چند نمونه اشاره‌شده است. درباره یک موضوع و پند آذرباد می‌توان چندین حکایت به اشکال مختلف در گلستان پیدا کرد که سعدی با اخذ درون‌مایه اصلی پندها حکایاتی در مورد آن‌ها آورده است.
علاوه بر گلستان می‌توان برای تعدادی از اندرزهای آذرباد مارسپندان در بوستان و آثار سایر شعرا نیز نمونه مثال‌هایی پیدا کرد.

منابع و مآخذ

اشهرهام و سراج، شهین، ۱۳۷۹٫ آذرباد مهرسپندان. تهران: فروهر.
تفضلی، احمد. ۱۳۷۸٫ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: سخن.
جعفری، محمد.۱۳۷۱٫ ادبیات اندرزی در متون فارسی میانه. چیستا. شماره ۸۸٫
سعدی، مصلحالدین. ۱۳۸۴٫ گلستان به تصحیح غلامحسین یوسفی. تهران: خوارزمی.
عفیفی، رحیم. ۱۳۴۷٫ سخنان آذرباد مانسر سپندان. جستارهای ادبی. شماره ۱۵٫
گرشویج، ایلیر و بویس، مری. ۱۳۷۸٫ ادبیات دوران ایران باستان. تهران: فروهر.
گشتاسب، فرزانه و حاجیپور، نادیا. ۱۳۹۶٫ اندرز اوشنر دانا. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
محمدی ملایری، محمد. ۱۳۸۸٫ ادب و اخلاق در ایران پیش از اسلام. تهران: توس.
مزداپور، کتایون. ۱۳۸۶٫ اندرزنامههای ایرانی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.