مقاله ادبی بازتاب خرد ایرانی در شاهنامه فردوسی به قلم رقیه خانمحمدزاده

رد پای خرد ایرانی در شاهنامه- رقیه خانمحمدزاده

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی در قرن ۴ ه جز ارزشمندترین آثار منظوم فارسی و جز پر اهمیت ترین آثار جهانی در حوزه ادبیات ، فرهنگ و اسطوره است .
از جمله مولفه های پرورده شده توسط فردوسی در این اثر « خرد » است .
تعریفی که از خرد در شاهنامه وجود دارد پرده از مفهوم خرد نزد ایرانیان و آموزه های « دین زردتشتی بر می دارد .
در این پژوهش نگارنده با بررسی چند مولفه (خرد، خرد نزد دین زرتشت، اخلاق، خرد در شاهنامه)، سعی در یافتن سمت و سوی خرد با مفهوم (خرد ایرانی )در شاهنامه فردوسی دارد.
کلید واژه:
خرد،زرتشت، فردوسی، شاهنامه

به منظور بررسی همه جانبه این مفهوم می بایست معنای لغوی و اصطلاحی واژه خرد را بررسی کرده و از آنجا که این واژه در ایران زمین ریشه در آموزه های دین زرتشتی داشته و حکیم فردوسی نیز آموزه های اخلاقی و دینی این دین را در واژه های خویش دوباره پرورانده است .
نیاز است تا به مفهوم خرد در آیین زرتشت نیز پرداخته شود و همچنین اشعار شاهنامه که دال بر خرد است ( حدود ۳۰۰ بیت ) مورد بررسی قرار گیرند.
خرد (Xrat) : عقل ، دانایی ، هوش )

از جمله مجموعه لغاتی که واژه خرد را در بر داشته و در متون پهلوی و اوستایی آمده است عبارتند از :
* “خرت افزار Xrat afzar (نیروی خرد ، نیروی عقل ، حس خرد )

*خرت دوشکیه Xrat dosakih ( خرد دوستی ، فیلسوفی )

*خرتنیتن Xrate nitan ( عاقل گرداندن ، تربیت کردن ، آمختن )

*خرتیک Xratik ( خردی ،عقلی ، هوشی ، عاقل )

*خرت اومند Xrat omand ( خردمند : کسی که زیرک و عاقل و صاحب عقل باشد)
( فرهنگ زبان پهلوی – ص ۹۳ )

*( خرتو Xratu : ( Sence , wisdom ) :هوشیاری ، دانایی ، خرد ، خردمندی
(یشتت ۷/۱۵ و ص ۱۵۷ )

*خرتوکات Xratu – kata ( one who hoves wisdom )( وند ۴/۴۴ -۱یشت / ۱۳/۱۶ ) ( فرهنگ واژه های اوستاییی ، ج ۱ ، ص ۴۵ )

خرد در لغت و به اصطلاح شامل تعاریف زیر است :
*( خرد : Xerad (عقل )
“خرد را در عالم جان ، مالک امر و فرمان کردی
به نام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد (شاهنامه،ج۱،ص۱)

*خرد باور -Xerad – bavar (خرد گرا )

*خرد باوری – خرد گرایی

*خرد بخش – Xerad baxŠ بخشنده عقل و خرد – به مجاز خداوند

*خرد پذیر – عقلایی – خردمندانه

*خرد پرور – آنکه با کمک و تشویق خرد باعث رشد خرد می شود

*خرد پرورد-پرورش یافته و ساخته و پرداخته خرد

*خرد پسند = آنچه خرد آن را می پسندد – عقلایی خردمندانه ) ”
« فرهنگ بزرگ سخن ، ص ۸۹ )

*”خر ثو : به معنی خرد و دانش است .

در اوستا از ۲ خرد سخن به میان آمده یکی خرد ذاتی و مادر زادی و دیگری خرد اکتسابی یا گوشی . که به نامهای آسنوخرثو و گوشو سرود خرثو یاد شده –
« دانش فطری فردا آفریده را ما می ستاییم .
دانش اکتسابی فردا آفریده را ما می ستاییم. “« دانشنامه مزدسینا – ص ۲۵۳ » )

* “خرد : Xratu ، خرد با منش نیک همتاست .خرد اهورا مزدا را نمی توان فریفت – او خرد را آفرید و از خرد ، راستی را ، و از راه خرد بهترین آیین را می آموزد- آفریننده ی خرد ، آیین خود را از راه منش نیک می آموزد – زردتشت خواستار خردمنش نیک است تا با آن به رازهای آیین خدایی پی ببرد تا مانند هر سودمندی با خرد خود جهان را به سوی راستی راهنمایی کند . “« زردتشت و دین بهی –ص ۱۳۸ »

*”مینوی خرد : مینوگ خرد ، از کتب گرانبهای دینی – پرسش و پاسخ پیرامون دین مزدینی ، تعالیم عقل آسمانی یا روح العقل را گویند ، از برای نیکنامی و رستگاری روان ، راوی خوشتر ، از برای روان ، راوی و از برای همگان راستی و از برای ایزدان سپاسگذاری و از برای خویشتن ، دانش و از برای هر کاری ، فروتنی و از برای آسایش گیتی ، شکست اهریمن و دیوان ” « دانشنامه مزدسینا- ص ۴۴۷ »

“در کتاب اندرز بهزاد فرخ پیروزامده است: اینجا ( در این جهان ) برای یاری خرد بهتر ، آنجا ( در آن جهان ) برای پشتیبانی خرد پناه تر. پیرایه نام از خرد ، راوی با خرد فریاد رس تر .
ابزار افروزش دوده ( خانواده ) به خرد نهاده شود .
برای دین باوری خرد مطمئن تر و برای خرد ، دانش ستاییده تر است .
میانه روی ( اعتدال ) به خرد پیداتر و دانش بر پایه خرد کاری تر … زیرا که هر کار نیک را بن به خرد نهاده شود . ( متنهای پهلوی ، ص۵/۴)

همانطور که بحث لغوی و اصطلاحی خرد به خصوص خرد ایرانی مطرح شد ، مباحث اولیه و معنای لغوی این واژه و در بحث گسترده تر معنای اصطلاحی آن ، از فرهنگ و دین زردتشت اتخاذ شده و سپس در شاهنامه فردوسی به شکلی مستقل و پر رنگ پرورانده شده است .

در مبحث خرد در آیین زرتشت ، اشارت اصلی در کتب دینی آمده است .از آن جمله :
” به نام و یاری آفریدگار اورمزد و امشا سپندان ، سروران خوب نیکوکار و … به بخت نیک و فال خوب ، می نویسم . ای مزدا ! ای سپند مینو ، اینک در آغاز با دستهای بر آورده ، ترا نماز می گذارم و خواستار بهروزی و رامشم . [ بشود که ] با کردارهای « اشه » و با همه خرد و « منش نیک » و « گوش ورون » را خشنود کنم . ”
« دفتر یکم – گاهان – سرود اول – اهو نود گاه –یسنه – هات ۲۸ »

” به نام و ستایش آفریدگار اورمزد که دهنده همه سودهاست . که سر چشمه دانایی و تشخیص از آن است . … که آفریدگار بسیار نیک این مخلوقات را ، به خرد آفرید و آنان را به خرد نگاه می دارد و به سبب افزار = (قدرت ) خرد که سود بخش ترین است ، آنان را پایدار و بی دشمن به جاودانگی همیشگی ، از آن خود کند .”
( مینوی خرد – ص۴۳)

” اشو زرتشت خداوند را به نامهای اهورا ، مزدا، اشا ، یا ترکیبی از اینها و بیشتر به نام اهورا مزدا یا مزدا اهورا و گاه مزدا اشا خوانده است ” ( دیدی نواز دینی کهن – ص ۱۱)

برای درک بهتر و عمیق تر فلسفه این دین می بایست نگاه ژرفی به چند واژه داشته باشیم :

*اهو : گوهر هستی موجودات زنده در «فروهر » اهورا مزدا است .

*فروهر : نماد گوهر هستی است در همه زندگان ( فرشتگان برتر – ( امشا سپندان ) و آدمیان هست . نا دیدنی است و پیکره ای که از او ساخته اند – پنداری و خیالی است .

*مزدا : “به معنی گوهر و دهنده خرد است .در گاتاها ، خرد فزاینده ( مقدس ) به عنوان نخستین فروزه اهورا مزدا آمده ، اهورا مزدا در خود خود ، جهان را آفریده و آفرینش را هنجار داده است . اشو زرتشت از راه خرد اهورا مزدا را شناخت . و اهورا مزدا خود را در خرد زردتشت ظاهر کرد. و اشو زردتشت از راه خرد ، مردم را به همکاری و همگامی با اهورا مزدا فرا خواند” . « دیدی نواز دینی کهن – ص ۱۳ »

*اشا :” راستی ، داد، هنجار اهورایی که جهان و آفرینش راسامان می دهد – اندیشه و گفتار و کردار آدمیان را ارزیابی می کند -خو است اهورایی ( مثیت الهی ). این آدمی است که باید کنش خود را با اشا هم آهنگ کرده ، با راستی و داد ، رفتار کند تا خوشبخت شود . اشا در کارهای آدمی دخالتی ندارد – آدمی از آزادی گزینش ( اختیار ) بر خوردار است ، ولی نتایج کار آدمی با میزان اشا – سنجیده می شود .” « دیدی نواز دینی کهن – ص ۱۴»

*خرد مقدس (منش نیک ) : “رشته ای است که سراسر گات ها را به هم پیوند می دهد .در همه جای گات ها به مردمان سفارش شده که در هر کاری نخست با خرد خود رایزنی کنند. “« همان – ص ۱۳ »

*اشو زردتشت پس از اینکه خداوند را هستی بخش ( اهورا ) ، همه دانا ( مزدا ) ، دادگر ( اشا ) – فراگیرنده و دهنده همه خوبی ها ( سپنتا مینو ) معرفی می کند ۶ فروزه بنیادی برای خداوند بر می شمارد و می گوید پرتوی از این فروزه ها در آدمی نیز وجود دارد .

۱-وهشیتا من ( بهمن) – بهترین منش و خرد مقدس VAHISHTAMANA

*« وهیشتا از ریشه وه به معنی بهترین ( والاترین ) » .
«من به معنای منش و خرد و با هم به معنای والاترین اندیشه یا والاترین منش است . معادل روح = Sprit ( ادراک خیالی نه حسی ) .

*وهیشتامن = گوهر خرد و خرد جهانی است .
“پرسید دانا از مینوی خرد که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی ؟ مینوی خرد پاسخ داد که خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد و هنری که خرد با آن نیست ، آن را هنر نباید شمرد . “« مینوی خرد ۱۰ – ص ۳۳

“پرسید دانا از مینوی خرد که به خرد و دانایی با تقدیر می توان ستیزه کرد یا نه ؟ مینوی خرد پاسخ داد که حتی با نیرو زور مندی خرد و دانایی هم با تقدیر نمی توان ستیزه کرد. چه هنگامی که تقدیر برای نیکی یا بدی فرا رسد دانا در کار گمراه ، و نادان – کاردان و بودل – دلیرتر و دلیرتر بردل ، و کوشا – کاهل ، و کاهل ، کوشا شود .” « همان – ۲۲ – ص ۴۲ »

“پرسید دانا از مینوی خرد که چیست که از هر خواسته برتر است ؟ مینوی خرد پاسخ داد که خرد است که بهتر از همه خواسته هایی است که در جهان است . “( همان -۴۶ – ص ۵۹ )

“مینوی خرد از نخست با خرد غریزی همراه است. و آفریدگار اورمز ایزدان ، دیگر آفریدگان را به نیرو و قدرت و دانایی و کاردانی ( آسن خرد = خرد غریزی ) آفرید و خلق کرد و نگاه می دارد و اداره می کند .
دانش و کاردانی گیتی و فرهنگ و آموزش در هر پیشه و همه ترتیبات امور مردم روزگار به خرد باشد.
روان پارسایان به سبب نیرو و نگهبانی خرد بیشتر به رهایی از دوزخ می رسند و به بهشت و عرش اعلی ) می آیند و مردمان در گیتی زندگی خوب و شادی و نیکنامی و همه نیکی ها را به نیروی خرد می توانند خو است .
هر انسانی که از خرد بهر موری بیشتری دارد بهره اش از بهشت بیشتر است.کسی که از نظر خوی و رفتار ، نیک است ، باید از خرد سپاسگذار باشد.” « مینوی خرد – ص۵۶ ، ص۶۴ تا ص ۶۷ »

از جمله درخشانترین آموزه های زردتشت به شرح زیر است:

نشانی از تعبد و پذیرش چشم و گوش بسته در آن نیست . پیروان خود را از فرمانبری کورکورانه نا آگاهانه باز می دارد. آنچه را که از من می شنوید ، با خرد درست و منش پاک و روشن خویش سبب خیرو ارزیابی کنید و آنگاه بپذیرید.
همه آموزشهای زردشتی، انگیزه کوشش و کار و پای نهادن در راه پیشرفت زندگی است. یکی از اصول مهم این آیین آموزش ( اختیار ) است . بنا بر این اصل ، آدمی اختیار دارد که در زندگی از نیکی و بدی –یکی را بر گزیند والبته بهروزی از آن کسی است که در راه نیکی گام گذارد و با اهریمن و دستیارانش به نبرد بر خیزد. بهترین راه زندگی راه میانه رویی است.

“زردتشت برای ما سخنانی آورده که هر هجای آن از فکر انباشته است فشردگی فکر در آن به اندازه ای است که مانند ندار .آموزشهای این دین ، درسهای اخلاقی را در بر دارد .زردتشت با دین آوری خود در پی آن بود که ستایش بنیادهای مجرد اخلاقی را جایگزین پرستش ایزدان باستانی گیتی سازد. آموزشهای بنیادی زردتشت سراسر درس اندیشه و فلسفه و دستور زندگی عملی آدمیان است”. « اوستا – ص ۴۵ »

ادامه دارد….