تاریخچه و معرفی چند نسخه منتخب تصویرگری شده از کلیله و دمنه . معرفی نسخه خطی نگارگری کلیله و دمنه

کلیه و دمنه و هنر نگارگری به قلم پریسا معینیان

تاریخچه و معرفی چند نسخه منتخب تصویرگری شده از کلیله و دمنه

کتابی که امروزه به نام‌های کلیله‎ودمنه، انوار سهیلی، عیاردانش، همایون‌نامه و افسانه‌های بیدپای در ادبیات جهان معروف است؛ ایرانیان از هندوستان آورده‌اند و خود چند باب به آن اضافه کرده و به این صورت تنظیم کرده‌اند .نویسنده‌ی پنچاتنترا حکیمی است برهمن به نام ویشنوشارما که زمان زندگی او به دقت روشن نیست. او برای تألیف این کتاب از زبان درباری رایج آن زمان که همان سانسکریت بوده، بهره‎گرفته‎است. پژوهشگران بر این باورند که هدف از تألیف این اثر در درجه‌ی اول آموزش شاهزادگان جوان بوده‎است تا با مطالعه‌ی این کتاب هم زبان سانسکریت را یاد بگیرند و هم بتوانند اندرزهای حکیمانه و اخلاقی را در بسترهای سیاسی درک کنند.
شجره‌شناسی شکل‌ها و گونه‌های داستان‌های پنچاتنترا نشانگر آن است که این اثر ادبی در زمان خسرو انوشیروان اثری کهن به شمار می‌رفته و شهرت آن پیش‌تر به سرزمین پارس رسیده بوده‎است. قدیمی‌ترین سندی که درباره انتقال کتاب‌های هندی به ایران و ترجمه آن‌ها به پهلوی سخن گفته کتاب دینکرد چهارم است. در این اثر از شاپور اول ساسانی نام‎برده شده‎ که فرمان داد تا آنچه از علوم گوناگون مانند پزشکی و ستاره‎شناسی، زمان و مکان، جوهر و آفرینش و … که به اعتقاد زرتشتیان در اصل مباحثی متعلق به کتب دینی بوده از روم، هند و دیگر سرزمین‎ها گردآوری شده با اوستا تطبیق کنند. ترجمه آثار سانسکریت به پهلوی در زمان شاهنشاهی خسروانوشیروان به اوجِ شکوفایی می‌رسد. برزویه طبیب نیز که در پی داروی جاودانگی به هند سفر کرده‎بود، پس از آنکه فهمید راز جاودانگی در فرزانه‎گی است کتاب‌هایی را با خود به ایران آورد. از میان آنان، پنچاتنترا، سه داستان از مهاباراتا و افسانه کاندا پرادیوتا که به زبان سانسکریت بود با استقبال ویژه‎ای مواجه شدند. این اثر پس از اسلام توسط ابن‎مقفع از پهلوی به عربی و در عصر سامانیان به فارسی دری برگردانده شد. رودکی شاعر پرآوازه این دوره نیز آن را به نظم درآورد. با همۀ این اوصاف شهرت کلیله‎ودمنه در قرن ششم بود؛ که با بازنویسی نصرالله منشی به اوج خود رسید. و آنگونه که پیشتر گفته شد، بعدها با نام‎های “بیدپای”، “انوار سهیلی” و ” عیاردانش” توسط دیگر ادیبان این مرز و بوم بازنویسی شده‎است.
جورج موریس دلیل استقبال از کلیله را عدم علاقۀ ایرانیان همچون دیگر اقوام شرقی به سخنان خشک و خام می‌داند و اینکه ایرانیان به جای تعریف داستان‌های واقعی افسانه و تمثیل را می‌پسندیدند. خوانندۀ حکایت باید نتیجه‌گیری نهایی را از لابه‌لای کنایه‌ها و اشارات مستقیم دریابد. افسانه یکی از اشکال دلچسبِ روایتی است که قهرمانان آن اغلب حیوانات هستند، شاید به‎همین دلیل است که کتابی چون کلیله‎ودمنه در تاریخ ادبیات ایران دارای جایگاهی والا بوده و در طول سده‌ها به‎طور دائم مورد نسخه‎برداری و تصویرسازی قرار گرفته‎است. در ادامه به معرفی چند نسخه ی برجسته از این اثر بی نظیر که علاوه بر ارزش ادبی از لحاظ تصویرگری نیز جایگاهی خاص دارد میپردازیم.
کلیله و دمنه محفوظ در دانشگاه استانبول
کلیله‎ودمنه ۱۴۲۲ از نمونه‎های بی‎نظیر کتاب‎آرایی و تصویر‌سازی است که در نیمه دوم قرن هشتم ه‎ق و دوران پادشاهی سلطان اویس جلایری در تبریز به تصویر کشیده شده‎است. سلطان اویس که خود نیز نقاشی زبردست بود، حامی و مشوق به تصویر کشیده شدن این اثر می‎شود؛ اگرچه با مرگ وی، نگارگری این نسخه ناتمام می‎ماند.
تصاویر این نسخه از کلیله و دمنه بصورت واقع‎گرایانه، کمی بزرگتر از اندازه مینیاتورها، به ابعاد ۳۳×۲۵ سانتی‌متر کشیده شده‎اند. سبک این نگاره‎ها از سویی برگرفته از سبک نگاره‎های شاهنامه دموت، و از سویی دیگر به نگارگری دوران جلایری نزدیک است؛ و این امر نشان دهندۀ تحول در نحوۀ تلفیق نگاره‎ها با متن است که بسیار استادانه انجام شده. ترسیم گل‎ها و درختان، حیوانات، چهره‎های انسانی و نحوه رنگ آمیزی، دارای نوآوری‎هایی است که نشان‌ دهنده وارد شدن هنرمند به سطحی جدید از هنر نگارگری است. آنگونه که اکبر تجویدی در کتاب “نگاهی به هنر نقاشی ایران: از اغاز تا قرن دهم هجری” می‎گوید:«در نقاشی این نسخه منظره‎های گوناگونی از طبیعت و صحنه‎های فراوانی از حیوانات و محاسن بسیاری از تصاویر انسانی مشاهده می‎شود. تلفیق نوشته‎های متن با تصاویر در این کتاب با آزادی بسیار و ابتکارات فراوان همراه است و ترسیم گل‎ها، درختان و آب و کوه در نهایت استادی انجام گرفته‎است. از نظر رنگ‎آمیزی و توجه به زیبایی این کتاب در حد خوبی قرار دارد.

کلیله و دمنه محفوظ در کاخ گلستان

کلیله و دمنه بهرام‎شاهی در ۱۰۷ برگ با ۳۴ نگاره و یک سرلوح دو برگی اکنون در کتابخانه کاخ گلستان به شماره ثبت ۲۱۹۸ نگهداری ‎می‎شود. ظرافت و پرداخت قوی این نسخه در وهلۀ نخست این شبهه را ایجاد کرد که این اثر مربوط به دوران صفویه و از آثار کمال‎الدین بهزاد است؛ اما پس از مطالعات دقیقتر و بررسی شیوه طراحی پیکره‎ها و همچنین سبک تذهیب آن، گمان رفت که متعلق به کارگاه شاهرخ در هرات باشد و بدست میرخلیل، از نقاشان فعال آن دوره نگارگری شده‎باشد. مطالعات بیشتر بر روی آن و مقایسه با دیگر نسخ نگارگری دوره‎هایِ محتمل نشان می‎دهد که این نسخه در اوسط قرن نهم هجری و پس از مرگ شاهرخ پدید آمده باشد. نگارگر به الگوهای سبک جلایری دسترسی داشته‎است اما در چهره‎پردازی از سبک جلایری عبور کرده و زمینه‎ساز سبک‎های بعدی شده‎است. این اثر در قطع وزیری به ابعاد ۲۱۰ × ۳۰۰ با ۲۱ سطر در هر صفحه، توسط مولانا اظهر تبریزی از خوشنویسان بنام کارگاه بایسنقر خوشنویسی شده‎است.
متن و اشعار پارسی به خط نستعلیق خفی به رنگ مشکی، اشعار عربی و احادیث و امثال به خط رقاع به رنگ‎های طلایی، شنگرف و لاجوردی، آیات قرآنی با ثلث جلی با همان رنگ‎ها و عناوین باب‎ها با ثلث جلی و به رنگ طلایی خوشنویسی شده‎اند.

کلیله و دمنه محفوظ در توپقاپو سرای استانبول

از نیمه نخست قرن نهم ه‎ق، دوران حکومت بایسنقر میرزا، دوران نسبتاً پایدار سیاسی، اجتماعی و هنری ایران یاد ‎میشود. وی در هرات با تأسیس مرکزی فرهنگی هنری زمینه ترقی هنر و فرهنگ را در عصر خود پی‎ریزی می‎کند. بدین ترتیب هنرمندان مکتب هرات با دسترسی به آثار سبک جلایری و پیش از خود، بی‎آنکه سنت‎های هنری پیشین را نقض و ترک کند، با ایجاد تغییراتی ارزش‎های بصری جدیدی خلق کردند و پلی میان سبک آل‎جلایر و مکتب نوظهور هرات می‎زنند. کلیله‎ودمنه بایسنقری یکی از نمونه‎های مهم این مکتب است که با نام کلیله‎ودمنه ۱۰۲۲٫R در توپقاپو سرای استانبول نگهداری ‎می‎شود. این نسخه ارزشمند در کارگاه هنری بایسنقر، توسط محمدبن‎حسام، معروف به شمس‎الدین سلطانی خوشنویسی شده و به تاریخ ۸۳۳ ه‎ق مرقوم گردیده‎است. انتخاب و ترکیب رنگ‎ها در ۲۵ نگاره این نسخه بسیار ویژه و چشمگیر است. پرداختن به جزئیات با ظرافت بالا، نحوه رنگ‎گزینی و مهارت در القای حالات انسانی در فیگور حیوانات نشان می‎دهد که نگارگر در یک فضای حرفه‎ای (دربار بایسنقر) آموزش دیده‎است. رنگ‎های ارغوانی، بنفش روشن در ترکیب نقره‎ای، سبز فیروزه‎ای و آبی تند همراه با تصویرگری هنرمندانه، این نسخه را از دیگر نسخ هم‎دوره‎اش متمایز می‎سازد.

باوجود بزرگ بودن پیکره‎ها، فضای کافی برای ایجاد تعادل بصری در ترکیب بندی وجود دارد. اگرچه رنگ گزینی به شیوه‎ای بوده است که تصاویر را به سمت تک‎رنگی دیده شدن و یکنواختی تصاویر سوق داده اما پرداخت نهایی به غایت استادانه صورت گرفته است. هرچند نگارگری کلیله‎ودمنه ۲۱۹۸ کاخ گلستان متفاوت است، اما بنظر می‎رسد این اثر الگویی برای نمونه‎های بعدی خود بوده‎است.