تاریخ ایران

تاریخ شکلگیری ایران (۳۴)-ی،صفایی

طلوع و افول سلسله ساسانیان؛

بنا به نوشته پیرنیا، مزدک پسر بامداد از اهل نیشابور بود (بعضی مزدک را از محلی
دانسته اند که خرابه های آن معروف به تخت جمشید است). این شخص مذهبی آورد که قبلا اشاره کردم، قباد برای اینکه از نفوذ نجبا و روحانیون بکاهد در ابتدا مذهب او را پذیرفت ولی متاسفانه پس از آن وجاهت قباد در میان مردم زائل شد و در اثر آن نجبا و روحانیون اجتماع کرده او را خلع و جاماسب برادرش را بر تخت نشاندند.
مردم خواهان قتلش بودند ولی جاماسب
در “قلعه فراموشی” حبسش کرد (قلعه فراموشی در گل گرد در مشرق شوشتر بود و از آن جهت این نام را داشت که اسم محبوسین آنرا هیچگاه در حضور شاه نمی بردند) ولی قباد با همدستی زنش و زرمهر فرار میکند و به هیاطله میگریزد. بهرحال قباد بعد از کشتار مزدکیان درصدد برآمد وضع امور موجود را بهبود بخشد. وی طرحی برای ایجاد تحول در امور بیت المال ریخت، اما مرگ او مانع تحقق آمالش گردید و این امور بدست جانشینش انجام شد.
در سلطنت قباد، صلح هشتاد ساله با روم
خاتمه پیدا کرد و یک سلسله جنگ های متوالی خونین آغاز گردید. این جنگ ها از قوای طرفین کاسته و هر دو از همه لحاظ ضعیف ولی از طرف دیگر راه را برای فتوحات عرب باز کرد. بهرحال طی جنگهایی که با روم داشتند، سرانجام در یک موقعیتی ایران پیشنهاد صلح به روم داد و رومیها هم پذیرفتند و قرار شد که بمدت هفت سال آنرا محترم شمرده و بخاک یکدیگر دست اندازی نکنند. برای قباد مهم از میان بردن این قوم وحشی هیاطله بود که بمدت ده سال طول کشید.
همینقدر خلاصه کنم که قباد با جنگهایی که انجام داد کاملاً پیشرفت کرده و این صحرانوردان وحشی و خطرناک، زمانی را که در سیاست ایران اهمیت داشتند، بکلی از دست داده و در واقع نفوذشان بکلی خاتمه پیدا کرد و خطر هون های سفید که سالها ایران را تهدید میکردند از میان رفت.
برگردیم به زمانیکه قباد محبوس شد و جاماسب سلطنت کرد که بگفته تاریخ چهار سال بر تخت نشست و شهرتش به نرمخویی و عدالت جویی بود. در واقع برآمدن جاماسب و خلع قباد، به گفته زرین کوب یک نوع کودتا بود که هدف آن استقرار نظم مورد علاقه اعیان و روحانیان بود، اما به علت رسوخ آیین مزدک در طبقات عامه، حوزه شمول آن از
حد دربار و سپاه تجاوز نکرد و انقلاب اشتراکی مزدک همچنان در اعماق جامعه به قوت و قدرت خود باقی ماند.
سلطنت جاماسب پیروزی نجبا را چنانکه باید تأمین نکرد و لاجرم تدریجاً از حمایت جدی آنها هم محروم ماند.
همزبان با حبس قباد، مزدک را هم از بیم شورش عام، چون قتل او ممکن نبود به زندان
انداختند اما پیروانش شوریدند و او را از زندان بیرون آوردند و او بی هیچ مزاحمی در خارج از زندان و در محلی مخفی همچنان به نشر تعلیم خود ادامه داد.
جاماسب با وجود قدرت فوق العاده ای که با برکنار کردن قباد به نجبا و موبدان بزرگ داد مجال تحکیم نیافت. ادامهٔ نهضت مزدکیان هم جبهه عامه را در مقابل جبهه اعیان قدرت و تحرک بیشتر داد. حتی شورش ارمنستان و اغتشاشهایی که در عهد قباد در بین النهرین ایران روی داده بود نیز ادامه پیدا کرد و جاماسب در فرو نشاندن آنها توفیقی نیافت.
بهرحال همانطور که پیش از این اشاره کردم، قباد بعد از فرار از زندان با سپاه هیاطله که در اختیارش میگذارد به ایران برگشت، چون جاماسب مقاومتی نکرد وی دوباره در سال ۵۰۱ میلادی به تخت نشست و این دفعه با مزدک رسماً همراهی ننمود.

ادامه ….
صفا🌹