طلوع و افول سلسله ساسانیان

تاریخ شکل گیری ایران-قسمت سیزدهم-“طلوع و افول سلسله ساسانیان”

تاریخ شکلگیری ایران 

طلوع و افول سلسله ساسانیان؛

 

سلاطین ساسانی شکوه و جلال سلطنت هخامنشی را تجدید نمودند و یک فصل برجسته و درخشان را بر تاریخ ایران افزودند.

ظهور ساسانیان حدود ۲۰۰ تا ۶۳۳ میلادی بوده و خاستگاه ساسانیان نیز مانند هخامنشیان در استان فارس بوده است. مطالعه تاریخ این سلسله سرانجام به این جمعبندی منجر میشود که ساسانیان می خواستند طبق الگوی هخامنشیان (حدود ۶۰۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) حاکمیت ایران در خاور نزدیک را بسط و توسعه دهند.

اسطوره بنیادین سلسله ساسانیان حاوی عناصری است که به مثابه پارامترهای ثابت همواره تا به امروز در تاریخ ایران و شبه جزیره عربستان عمل کرده اند، پیوند حاکمیت و آئین.

این واقعیت را باید پذیرا شد که کشور ایران بواسطهٔ شامل بودن ماد که سکنهٔ آن با پارسیان قرابت نژادی داشتند و همچنین بواسطهٔ شامل بودن ایلام که مقر اصلی مؤسس دولت ایران و هنوز از ولایات آن مملکت است میتواند داعیهٔ وجود شش هزار ساله داشته باشد و یا ای بسا بیش از این. گذشته از این، رخدادهای دوران تاریخی ایران خالی از افسانه هم نیست، عصر پهلوانهایی که فردوسی نقل نموده و تاریخی که ایرانیان برای اعصار قدیم مملکت خود دارند و معتقدند همان است. اگر چه روایات منقول از فردوسی با اینکه به بهترین مصادر رجوع کرده اختلاطی از قصه و افسانه است و حتی در دوره های ما بعدِ تاریخ هم از افسانه خالی نیست. این را هم باید متذکر شد که ایرانیان واقعاً اعتقاد راسخ به این داستانها دارند و همیشه مبارزات آزادی خواهانه کاوه و ظلم ضحاک بعنوان سرمشق مبارزات مردم ایران در طی دوران تاریخی تا کنون بوده است، چون با تاریخ ملی ما اختلاط پیدا کرده و در ذهن مردم جای گرفته است.

در رابطه با ظهور اردشیر که بنیان گذار سلسله ساسانیان بود، روایت و افسانه زیاد است. همین قدرمیدانیم که آغاز این سلسله با ازدواج ساسان، موبد بزرگ معبد آناهیتا در استخر پارس با دختر یکی از امیران محلی، با زرنگی، بوده است. پسری که از این ازدواج حاصل شد بابک (پاپک) نام داشت که توانست پسر جوان خود (اردشیر) را به مقام فرماندهی دژ “ارگبد” دارابگرد برساند و این نگاره ای است که داستان اردشیر بابکان به ما میدهد. این داستان همچنین پایه گذاری امپراطوری ساسانیان را در شکل ادبی روایت میکند.

تاریخ حکایت میکند که شبی پاپک، ساسان نامی که شبان او بوده را در خواب میبیند که از بالای سرش آفتاب طلوع نموده است و تمام روی زمین را روشن ساخته است. شبِ دیگر در خواب میبیند که او بر فیل سفیدی سوار است و مردم به او تعظیم و تکریم میکنند. در شب سوم چنین دید که آتش مقدس از خانه ساسان مشتعل شده به درجه ای که تمام دنیا را روشن کرده است.

بهرحال پادشاه از این خوابهای عجیب متحیر میشود و حکما و دانشمندان را احضار میکند و میگوید که جریان این خوابها چیست؟ بعد از تفسیر کردن میفرستد که شبان را بیاورند.

خلاصه این که به تن ساسان رختِ فاخر میپوشاند و دختر خودش را به او میدهد که حاصل ازدواج شان اردشیر، به دنیا میاید.

به هر روی، اردشیر وقتی بزرگ شد با اردوان پادشاه در جنگ و گریز بود تا سرانجام اردشیر، اردوان را شکست میدهد. اردوان پادشاه پارتیها بود و در این جنگ سنگین تلفات هر دو طرف زیاد! ولی پیروزی نصیب اردشیر میشود. اما مجدد پس از سالها جنگی دیگر رخ میدهد و در اینجا اردوان کشته میشود و اردشیرِ فاتح اساس یک خاندان مجلل و با شکوه را بنا نهاد که چهارصد سال بر یک ملت (به نقل از تاریخ «ملتی مغرور و متکبر») سلطنت نمود.

اردشیر بیشتر تلاش کرد تا رویه و انتظام امور را مشابه به رویهٔ داریوش پیش ببرد.

لشکری یا در واقع ارتشی تشکیل داد تحت فرمان سران و افسران که هر یک مستقل و از والیان و استانداران کشور جدا بودند. اردشیر جملات معروفی دارد که در تاریخ ثبت شده است:

«ملک حاصل نشود مگر به لشکر و لشکر فراهم نگردد مگر به زر، زر بدست نیاید مگر به زراعت و آبادی و زراعت بدون عدل و داد

صورت نخواهد گرفت.»

واقعا چقدر خوب بود که جانشینان او همیشه این کلمات را آویزه گوش کرده و بر طبق آن عمل مینمودند.

به هرحال اردشیر از سلاطین عاقل و مدبری بود که همیشه در فکر رفاه و آسایش رعایای خود بوده و به این نکته کاملا توجه داشت که اساس انتظام امور، عدل و انصاف است. او همیشه کوشش داشت که قواعد و اصول خود را به موقع به اجرا بگذارد.

راجع به وصایای این پادشاه به پسرش شاپور در هنگام فوت که فردوسی ازآن یاد میکند، میتوان آنرا به مانند پیمان های سیاسی تعبیر نمود. از جمله به شاپور خطاب کرد که :«بدان که ملک و دین باهم توأم میباشد و هر یک را باید نگهبان دیگری دانست. انتظام امور کشور باید طوری باشد که کسانی که خدای متعال سر پرستی آنها را به عهده من و تو قرار داده است از ما راضی باشند و بتوانیم دعای خیر آنان را به طرف خود جلب نماییم.»

اردشیر که خاندان ساسانی را به یادگار گذاشت، اگر صفت شجاعت و دلاوری اش تا حدی پشت ابرهای ضخیمی مستور مانده باشد لیکن این را با یقین کامل میتوان تصدیق نمود که اردشیر پسر پاپک در پرستشگاه، شهرت و نام و مقام ارجمند و بلندی را حائز میباشد.

اردشیر تا زمان مرگ در جنگ و جدال و پیروزی و گسترش سرزمین ایران بود که باید برای دانستن بیشتر آن وقایع به تاریخ رجوع کرد.

 

ادامه دارد….

نویسنده : ی ، صفایی