تاریخ شکل گیری ایران

تاریخ شکل گیری ایران قسمت ششم- “ی،صفایی”

 

پیش از اینکه به تأسیس پادشاهی کورش بپردازم، حسن پیرنیا مینویسد: شکل جغرافیایی فلات ایران -قسمت اعظم سرزمین وسیعی که در جفرافیا موسوم به فلات ایران است – این مرز و بوم پهناور شامل جلگه وسیع و بلندی است که از هر طرف کوههای بلند آنرا در احاطه دارد. در مشرق سه رشته کوه متوازی که معروف به کوه های سلیمان است، در شمال کوههای البرز که مانند زنجیری از شرق به غرب امتداد یافته، این کوه ها در غرب از کوه های ارمنستان جدا شده و از جنوب دریای خزر گذشته و بواسطه (کوه بابا) به (هندوکه) پیوسته و اینهم به (هیمالایا) بلندترین کوههای عالم متصل است. در مغرب فلات کوه های کردستان یا زاگرس (اروپائیها چنین نامند) واقع است که از شمال بجنوب رفته و بعد بطرف جنوب و شرق برگشته به دریای عمّان میرسد. کوه های جنوب و مشرق از موّاد آهکی است (یعنی از عصر سوّم معرفت الارضی. م).

در کوههای غربی نزدیک دریاچه اورمیه

(اسم این دریاچه را جغرافیون عرب و غیره اورمیه ضبط کرده و در روایات قدیمه ما، آنرا چی چَست یا چی کَست نامیده اند. م) سنگ خارا نیز دیده میشود. بعضی از کوههای شمال از مواّد آتش فشانی ترکیب یافته یعنی مواّد آنها از قَعر زمین بیرون آمده مانند دماوند در نزدیکی تهران و سبلان در آذربایجان این آتش فشانها اکنون خاموش است.

اعلا درجه بلندی فلات ایران در جنوب آن و سراشیبی فلات از جنوب بشمال است زیرا در کرمان ارتفاع آن تقریباً ۱۶۰۰ متر است و حال آنکه در مشهد از ۱۰۵۰ و در تبریز از ۱۲۰۰ تجاوز نمیکند. مساحت فلات ایران دو میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع یا تقربیاً پنجاه هزار فرسخ مربع میباشد. ایران امروزی از این مساحت دارای شصت و سه درصد یا تقربیاً دو ثلث از کلّ است وآنچه باقی میماند متعلق به مالکی است مانند افغانستان و بلوچستان و غیره که در اثر حوادث تاریخی از اوایل قرن سیزدهم هجری متدرّجاً از ایران جدا شده اند.

«که البته برای درک بیشتر باید به تاریخ ایشان مراجعه کرد.»

لازم است توضیحی که پیرنیا در خصوص محققین تاریخ نگاشته اینجا بیان کنم تا بیشتر با محتویات تاریخ از دیدگاه آنها آشنا شویم، که مشهورترین آنها:

‏۱- Herodote هرودوت مورخ یونانی که پدر تاریخ لقب دارد از اهالی هالیکارناس

مستمعره یونانی در آسیای صغیر و تبعهٔ ایران بود، مدت زندگانی او از ۴۸۴ الی ۴۲۵ ق. است. این مورخ، سیاحت ها در ممالک مشرق زمین نموده و تحقیقات خود را راجع به تاریخ آنها نوشته است. راجع به تاریخ ایران آنچه نوشته اگر از تصحیفی که در اسامی شده و نیز از قسمت هایی که افسانه هایی را حاوی است و هرودوت آنچه را که شنیده ضبط کرده است، صرفنظر کنیم و در نظر بگیریم که او بالاخره یونانی و از تسلط ایرانیها بر وطن خویش ناراضی بوده و نوشته های او پر دور از صحت نیست زیرا کتیبه های داریوش و سایر کاوشها و تحقیقات در اکثر موارد گفته هایش را تائید میکند. (وی میگوید: من آنچه را شنیده ام مینویسم، ولی مجبور نیستم آنچه را که مینویسم باور داشته باشم.)

‏۲- Ktesias کته زیاس مورخ یونانی، طبیب اردشیر دوم (با حافظه) بود که تاریخ ایران و هند را نوشته و لیکن نوشته های او راجع به ایران چندان طرف توجه نیست مگر قسمتی که راجع به زمان معاصر او است.

‏۳- Xenophon گزنفون موّرخ یونانی که از ۴۳۰ الی۳۵۲ ق. میزیست و از شاگردان سقراط حکیم بود، تصنیفاتی از خود بجا گذاشته از جمله کتابی است که در باب عقب نشینی ده هزار نفر یونانی بعد از شکست کوروش کوچک در کوتاکسا نوشته و نیز کتابی در باب تربیت اطفال و جوانان نگاشته که موسوم به کوروپدی یا (سیروپدی) است (یعنی تربیت کوروش) زیرا برای مصداق مخیلات خود کوروش بزرگ را انتخاب کرده بود.

‏۴- PLutarqur پلو تارک مورخ یونانی از ۵۰ الی ۱۲۵ میلادی میزیسته و کتابی در باب رجال نامی یونان و روم نوشته که قسمتهائی از آن با تاریخ ایران مربوط است.

‏۵- Strabon استرابون جغرافیادان مشهور یونانی که در یکی از ولایات آسیای صغیر موسوم به کاپادوکّیه متولد شده و در اوایل قرن اول میلادی در گذشته است. این عالِم کتابی راجع به جغرافیای عالم آن روزی نوشته که از کتب نفیسه و برای تاریخ بسیار مفید است.

ادامه ….

نویسنده : ی، صفایی