بی‌تاریخ سازی متن‌ها (تربیت نظریه‌ها)

مراد قلی‌پور / بینامتنیت _  یا همان تلمیح در فرهنگ شرقی _ چه به مفهوم اروپایی  و چه به مفهوم امریکایی اش در دل خود نوعی" تاریخ خطی "  را به همراه دارد که  از متن های دبگر  در قبال خود حق  سکوت می گیرد. 

بی تاریخ سازی متن ها( تربیت نظریه ها) / مراد قلی پور

چگونه می توان  متن ها را بی تاریخ کرد؟

بینامتنیت _  یا همان تلمیح در فرهنگ شرقی _ چه به مفهوم اروپایی  و چه به مفهوم امریکایی اش در دل خود نوعی” تاریخ خطی ”  را به همراه دارد که  از متن های دبگر  در قبال خود حق  سکوت می گیرد.    اما در” طرح  بی تاریخ سازی ”  متن ها رها می شوند حتی اگر معلوم شود که دارند علیه ما شورش می کنند. بینامتیت  با همه مفاهیمش متن ها را راضی نگه می دارد که انقلاب نکنند و این موقتا هم کافی نیست. ما به قضاوت جامع تری نیاز داریم که بتواند متن ها را بی تاریخ سازد و تقدم و تاخر تاریخی را از آن ها بستاند.  بی تاریخ  ساختن متن ها در واقع رها سازی پتانسیل فشرده آن ها ست که همزمان “هم پدر و مادر و هم فرزند متقابل همدیگرند” . زمان آن رسیده که هم خوانش اروپایی بینامتنت و هم خوانش امریکایی اش را نگاهی سنتی اعلام کنبم که در عصر تکثیر و تکثر ها چنین خوانش هایی قادر نیستند که متن ها را بی تاریخ کنند.  بینامتنیت در هر صورتی یک استعمارگر است. تاریخ خود را حفظ می کند .
ما بیش از هر چیزی نیازمند خوانشی جدیدتریم تا بتوانیم خلایی ایجاد کنیم که متن ها از سبقت زمانی همدیگر خالی شوند  تا مجبور نباشیم به جای تعبیر” سرقت متن” از نوع شرقی اش دست به دامان تعبیر بینا متنیت از نوع  غربی شویم ؛  چرا که در نهاد هر دو نوع شرقی و غربی اش “تصلب سبقت زمانی “وجود دارد که فرصت  “بی تاریخی متن ها”را  از آن ها می گیرد. متن ها نیازمند آن است که ” ریشه های ریشه ها ی هم باشند. در این صورت با” منظومه های متنی ” مواجه  هستیم

متن ها پیش از آن که از مفاهیم شرقی و غربی خود خسته شوند باید آن ها را بی تاریخ کرد تا گذشته تاریخی شان دستکاری شود.

نظریه ها در ذات خود  همیشه یک” سبقت تاریخی” را حمل می کنند. .  اجازه نمی دهند که متن ها از” تاریخ  دائمی  یا موقت”خالی شوند.  برای آن که متن ها  در کنترل شان باشند  به جای درمان شان آن ها  را بیهوش کنند که فقط صدای تنفس شان شنیده شود یا آن که متن ها را چنان با تعابیری احساسی همچون بینامتنیت و…بیخود می کنند که قادر به شورش و آشوب علیه قرارداد های شان نباشند.

بی تاریخ کردن متن ها نوعی آماده سازی آن ها برای حضور طبیعی تر در  “شبکه ریشه های ریشه ها” ست. جایی که متن ها هم ریشه می شوند و دیگر سبقت تاریخی و بوطیقای فضا نمی تواند از آن ها “حق سکوت” بگیرد . در این صورت متن ها آنگونه که می خواهند عمل می کنند و تحت  لوای  “قرارداد ها و  آزادی های  فرضی” نیستند.

متن ها وقتی بی تاریخ  شوند هرگز  تبارشناسی نمی شوند چرا که از ریشه های ریشه ها خبر  دارند. یعنی دیگر با “پیوند ها” سر و کار نداریم .  در این جا با”همپیوندی ها”کار داریم که هر کدام ریشه یکی دیگرند  در  حافظه فرهنگی شان هیچ تاریخی وجود ندارد  . همدیگر را با بینامتیت نمی شناسند تا رابطه سببی و نسبی شان از آن ها در شرایط بحران، حق سکوت بگیرد.

بی تاریخ کردن متن ها نوعی تربیت جدید نظریه هاست که باید در این عصر تکثیر و تکثر مورد توجه قرار گیرد وگرنه با بحران هایی روبه روییم که گریبانگیر همه متن ها خواهد شد.  باید فضا را برای این تربیت گسترده فراهم کرد.

✍ مراد قلی‌پور