“زنان سخت کوش. فعالان زندگی” _ زهرا رسول زاده

“زنان سخت”
جاده ی خاکی را چون گذشته ای راز ناک با پای پیاده پشت سر می گذارم .
بهار است.
همهمه ی برگ هاست و ابهام پرشکوه ابرها.از کنار باغهای گردو می گذرم.نمی توانم زیبایی زندگی را انکار کنم.
پهنه ی دشت با وسعت آسمان دست به دست هم داده اند تا به یاد بیاورند بزرگی خدا را. در یک حسّ غنی غو طه ورم .به زیبایی دیگری نزدیک می شوم.
در پایگاهی که حالا شده است کلاس درس ،زنانی به انتظارم نشسته اند که برای خواندن و نوشتن در تب و تابند.
عطر گل محمدی در کلاس پیچیده است.


جز گچ و تخته سیاه چیز دیگری در آنجا شکل کلاس به خود ندارد.
لباسهای ساده و صمیمی روستایی. چهره هایی که بوی آفتاب دارند و انگشتانی تیره که از خار گل، گلزخم دیگری را بر خود نشانده است!
به وجد می آیم.
همه با نگاههایی مشتاق در انتظارند.نگاه هایی که با آب و روشنایی نسبتی دیرینه دارندو پهنای کلام را می فهمند.:
خانم ببینید درست نوشته ام؟
امروز بعد از گل چینی تمام کلمات درس را خوانده ام .
خانم از من بپرسید!
از لب پنجره که با سطح کوچه خیلی تفاوت ارتفاع ندارد ،دختر نو جوانی، نوزادکوچک یک ساله ای را به دستش می سپرد و نوزاد تشنه و گرسنه.
لبخندش و نگاه پرعصمتش به صورت نوزاد دیدنیست.
نزدیک به پایان ساعت کلاس هستیم.
انگار کسی از پشت پنجره ی به او اشاره می کند. دست بلند می کند و سر آسیمه چون پروانه ای هراسان خارج می شود.
خانم ها تعجّبم را بی پاسخ نمی گذارند:او تنها نگهدار پدر پیر و برادر بیماریست که به بیماری تشنج گرفتار است..حتما دوباره برادرش…

لازمه پیشرفت و همگام سازی سطح جامعه های رو به پیشرفت اگاهی یافتن زنان در عرصه زیست و تلاش برای آگاهانه زیستن و تربیت فرزندان آگاه است .
آموزش، دلیل لاینفک رشد است و جامعه آموزش دیده مهارت های زندگی، آگاهانه می بیند و آگاهانه تربیت می کند.
زنان روستایی که ناخودآگاه در عرصه تلاش همپای مردان می کوشند و چرخه ی اقتصاد خانواده با دستان هنرمند آنان می چرخد نقصان آموزش را بیشتر و عمیقتر در می یابند و می کوشند تا ضمن مادر و همسر خوب بودن،تجربه استقلال فکری و آگاه زیستن را به خود هدیه دهند.
“گاهی باید به دامن این تضاد زیبا،این کوه سخت ،”زن” سجده برد.