سی تیر ١٣٣١ در تهران و مناطق نفت خیز به قلم فرشید خدادادیان

سی تیر۱۳۳۱در تهران و مناطق نفت خیز- فرشید خدادادیان

مناسبت های مرتبط با تاریخ نفت در ایران و در دو عرصه ی داخلی و بین المللی، تاثیر بسیار زیادی بر ابعاد مختلف زیست انسان ایرانی داشته اند.خصوصا اینکه میراث صنعتی نفت در ایران با جنبه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روابط بین الملل ارتباط مستقیم و بلافصلی داشته و دارد...

سی تیر۱۳۳۱در تهران و مناطق نفت خیز
مناسبت های مرتبط با تاریخ نفت در ایران و در دو عرصه ی داخلی و بین المللی، تاثیر بسیار زیادی بر ابعاد مختلف زیست انسان ایرانی داشته اند.خصوصا اینکه میراث صنعتی نفت در ایران با جنبه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روابط بین الملل ارتباط مستقیم و بلافصلی داشته و دارد.یکی از این مناسبت ها سالروز قیام مردمی سی تیر در ایران و در دوران دولت ملی دکتر مصدق است.
این رویداد یکی از نقاط عطف دوران ملی شدن صنعت نفت است.سالروز حضور مردمی در حمایت از دولتی که هرگاه با دربار و مجلس به چالش می خورد، با فراخوان حضور خیابانی حامیان، پایگاه اجتماعی خود را به طرف مقابل یادآوری می کرد!بسیاری قیام سی تیر در حمایت از دولت دکتر مصدق را ثبت و ضبظ شده در حوادث میدان بهارستان و ساختمان مجلس شورای ملی و حمایت گسترده مردمی از دکتر مصدق برای بازگشت به نخست وزیری می دانند، اما حقیقت این است که همزمان در مناطق مختلفی از ایران و خصوصا مناطق نفت خیز نیز این حضور و حمایت وجود داشت.به عبارتي؛ دامنه ی اعتراضات مردمی به بازگشت قوام به کرسی نخست وزیری، علی رغم محدودیت های طبیعی آن زمان براي انتشار اخبار، در کل کشور منتشر شد و خصوصاً در خوزستان و آبادان مردم این حوادث را رصد می کردند و البته که برخورد احساسی با موضوع نیز در آن مقطع بسیار طبیعی می نمود!
گو اینکه در همان ساختمان مجلس در تهران نیز خسرو خان قشقایی، بزرگ ایل قشقایی فارس و نماینده فیروز آباد در مجلس شورای ملی، همزمان با پیروزی مردمی در بازگشت دکتر مصدق به قدرت به خبرنگاران گفته بود: اگر دولت قوام ایستادگی و شدت عمل نشان می داد و بار دیگر دست عمال انگلیسی را باز می گذاشت که بر آبادان دست یابند، کارگران قشقایی و بختیاری که نقاط حساس آبادان را در دست گرفته بودند با کمک کارگران آماده هرگونه فداکاری بودند و پالایشگاه آبادان به کلی منفجر می گردید.(۱)
این امر تنها حرف و گفته فعالان و ناظران داخلی نبود! نویسندگان، روزنامه نگاران و حقوقدانانی که با استقرار دولت دکتر مصدق به ایران آمده بودند نیز تقریباً به اتفاق، همه در خاطرات خود از وجود احساس ضد کمپانی در ایران گفته و نوشته اند.خانم دروتی تامپسون، نویسنده معروف آمریکایی که پس از ملی شدن نفت در ایران و همزمان با تحریم های نفتی ایران و تعطیلی پالایشگاه آبادان از این شهر بازدید کرده بود، یکی از این ناظران خارجی بود که در گزارش بازدید خود، آبادان را شهر نفت نامیده و با مرور خاطرات و شنیده های خود از این شهر نتیجه گرفته بود كه “ایرانی ها مایلند از فقر و گرسنگی بمیرند ولی زیردست انگلیسی ها کار نکنند!”(۲)
خانم تامپسون که در سال۱۳۳۱ به ایران آمد، پس از بازگشت در مقاله ای مفصل در روزنامه کانادایی “تورونتو کلوب” راجع به اوضاع ایران و خاورمیانه چنين نوشت: “مردم ایران و خاورمیانه مدعی هستند که خارجی ها خود را بهتر و برتر از ملل آسیا می دانند و قدرت مالی و نظامی خود را به رخ آسیایی ها می کشند، غافل از اینکه این قدرت ها هیچ کدام دائمی نیستند و روزی از بین خواهند رفت!”او در این مقاله چنانکه پیشتر آمد، آبادان را “شهر نفت” نامید و مشاهدات خود از این شهر را این گونه توصیف کرد:”…آبادان که مرکز مهم شرکت نفت ایران و انگلیس است در نخلستان های زیبا ساخته شده و خیابان ها و جاده های آسفالته و تمیزی دارد. در هر جای آبادان، باغچه های زیبا و خانه های تمیز سنگی و کارخانه ی بزرگ مشاهده می گردد که چند مایل مربع از آن شهر را فرا گرفته است. زماني كه من به آنجا وارد شدم، حتی یک دودکش، دود به هوا نمی فرستاد و تمام کارخانه ها و دستگاه های عظیم خاموش بودند. شرکت نفت ایران و انگلیس سالیانه در حدود پنجاه میلیون دلار به ایران می پرداخت و اکنون خزانه داری ایران که از این درآمد محروم شده مجبور بود سالیانه چندین میلیون دلار به عنوان حقوق به کارکنان بی کار نفت بپردازد.”
دروتی همچنین به شرح صحبت های خود با یکی از مهندسین ایرانی نفت در آبادان اشاره می کند و مي افزايد: “در آبادان با یکی از کارمندان صحبت می کردم. او گفت که من در یکی از دانشگاه های لندن فارغ التحصیل شده ام و دارای مدرك مهندسي شیمی هستم، ولی مادامی که انگلیسی ها در اینجا بودند من یک کار ساده اداری داشتم و می دانستم که هرگز ترقی نخواهم کرد.”هیچ یک از ایرانی ها هر اندازه ای هم که صاحب معلومات و حرفه بودند در زمان انگلیسی ها شغل مهمی نداشتند و نمی توانستند به انگلیسی ها دستور بدهند.مهندس مزبور گفت که من دیگر هرگز برای انگلیسی ها کار نخواهم کرد و بهتر است ما از گرسنگی بمیریم تا برای آنها کار کنیم.(۳)
چنین جو عمومی بود که مردم مناطق نفتخیز و کارکنان صنعت نفت را در روز سی ام تیرماه۱۳۳۱ با مردم تهران و دیگر نقاط ایران در حمایت از دولت دکتر مصدق همگام و همراه کرد.در گزارشی که از طرف مقامات رسمی آبادان انتشار یافت اعلام شد که عصر روز دوشنبه سی ام تیرماه، هنگامی که یک تانک سنگین ارتش برای متفرق ساختن جمعیت تظاهرکنندگان در یکی از خیابان های آبادان مشغول گردش بود، ناگهان زنی از میان جمعیت بیرون دوید و در اثر برخورد با تانک به قتل رسید.بر اثر وقوع این حادثه شهر آبادان بکلی متشنج شد و کلیه کارگران کارخانجات و پالایشگاه ها به استثنای کارخانجات آب و یخ و برق دست از کار کشیده و در خیابان ها مشغول تظاهرات و سردادن شعار مرده باد انگلیس، زنده باد مصدق شدند. در شرایطی که بر اثر این تظاهرات پالایشگاه فرعی آبادان که تقریباً چهل تا پنجاه و پنج درصد از محصولات مواد نفتی مورد احتیاج کشور را تهیه می کرد نیز تعطیل شد، آقای فلاح، کفیل پالایشگاه آبادان به خبرنگاران گفت که با تعطیل پالایشگاه مزبور جای هیچ گونه نگرانی برای تامین مواد نفتی مورد احتیاج کشور نیست، زیرا ذر مخازن آبادان مقادیر زیادی نفت برای احتیاجات کشور موجود است و از آن محل می توان موارد مورد احتیاج را تامین کرد.آبادان، خرمشهر و روستاهای اطراف از دیرباز محل سکونت عشایر عرب بود. همان ها که در شکل گیری شهر آبادان و تاسیس پالایشگاه در کنار کارگران بختیاری و دیگر کارگران ایرانی و هندی حضور داشتند و بعد از افتتاح پالایشگاه نیز به استخدام کمپانی درآمده بودند.یکی از شگردهای استعمارگران کمپانی ایجاد تفرقه و تشویق حرکت های واگرایانه در منطقه خوزستان بود، اما هنگامی که همزمان با قیام سی تیر تعداد زیادی از عشایر عرب خوزستان به حمایت از دولت دکتر مصدق برخاستند، انسجام ملی ایرانیان به نمایش درآمد.
روزنامه اطلاعات در شماره اول مرداد۱۳۳۱ خود در پوشش اخبار قیام سی تیر در ایران نوشت:”…خبر دیگر حاکی است که امروز جمع زیادی از زن و مرد عشایر عرب در حالی که کفن به تن کرده بودند از طرف خرمشهر وارد شهر آبادان شده و بر له دکتر مصدق شروع به تظاهرات و ابراز احساسات نمودند.صدها هزار تن تظاهر کنندگان امروز در برابر تلگرافخانه اجتماع نموده و فریاد می زدند چنانچه یک انگلیسی به خاک ایران مراجعت کند او را پاره پاره خواهیم کرد. قرار است فردا عصر مردم آبادان در پشت بام منازل خود به دعا و نماز بپردازند.(۴)مردم آبادان در کنار دیگر ساکنان مناطق نفت خیز و بیشتر شهرهای بزرگ ایران در قیام مردمی سی تیر حضور داشته و با آمادگی جانبازی در راه وطن، استقلال طلبی و وطن دوستی خود را به نمایش گذاشتند.حضوری مردمی که به استعفای قوام و بازگشت دکتر مصدق به قدرت منجر شد، اما تنها یک سال پس از آن بود که خیابان های اطراف میدان بهارستان، شاهد حضور چماق داران مخالف دولت ملی و سکوت نسبی مردم بود!؟
آیا مردم حضور تاثیرگذار و سرنوشت ساز خود در سی تیر۱۳۳۱ را در بیست و هشتمین روز از مرداد سال۱۳۳۲ فراموش کرده بودند؟یا شرایط زمانه و عملکرد سیاسیون ورق را برگرداند؟!
فرشید خدادادیان
پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی
*************
پانوشت ها:
۱-روزنامه اطلاعات/چهارشنبه اول مرداد۱۳۳۱/صفحه۲
۲-روزنامه اطلاعات/یکشنبه۲۹تیر۱۳۳۱ /صفحه۳
۳-همان
۴-روزنامه اطلاعات/چهارشنبه اول مرداد۱۳۳۱/ص۳
************
نویسنده: فرشید خدادادیان

تنظیم‌: رامک تابنده