با شاعران پارسی زبان مخاطب رسانه

با شاعران‌ پارسی زبان مخاطب رسانه

                                        
مجموعه شعر《سنگ‌ها و خرچنگ‌ها》اولین سروده وحید بنی‌سعید در انتشارات ترنجستان چاپ و منتشر شده است.
وحید بنی‌سعید، متولد ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۴ در احمدآباد از محله‌های آبادان
دوره ابتدایی را دبستان فرهنگ و نوشیروان به اتمام رساندم و در دبیرستان‌های بهرام، خشایار، امیرکبیر تحصیل و از دبیرستان تخت جمشید دیپلم گرفتم
کتاب 《سنگ‌ها و خرچنگ‌ها》 دربرگیرنده‌ گزیده‌ای از شعرهای من است که برای نخستین‌بار به چاپ رسیده‌اند.

بارانِ شور                   
چشم
آغازِ گریستن کرد
به درونِ تن

بارانِ شور
در قلب فروریخت
تورم رگها
تپشِ شقیقه ها
پخش و پلا شدنِ ذهن
ترک خوردنِ جمجمه

پدرم را دیدم
مُرده بود
شامه ام پرشد از بوی مادر
که به پدر پیوسته بود
و گربه‌ای که گُم کرده بودم
از سایه‌ام گریخت

کاش میشد
سفر شمرد
غیبتِ همه را
ایکاش
بچه بودم من هنوز
#وحید_بنی سعید


نخل 

با سازِ امواج
بر استخوان‌های درهم شکسته‌ی لِنجِ شیخ مطرود
از واقعه‌ی قارئة الفنجان
که در خیالش نواخته می‌شود
و از تصویرِ زیستن
در اطلالِ کوکبِ شرق
و اندوهِ کسالتِ رود
در عطشِ ترانه ی غمگینِ باران
روبه خونابه ی شط
میگرید نخل

و من
نشسته بر کرانه ی درد
به تلاشی لنج و خونابه ی رود
در گریستنِ نخل
خاطراتِ سرکوب شده‌ام را
مرور میکنم
#وحید_ بنی سعید

لکه ای نور
بر اندام تاریکی
لباسی کوتاه بود
جز در دمای مرگ
تنی را گرم نمی کرد
مگر چه شده بود این ملاقات
بی هیچ ستاره ای در جیب
بی هیچ برگ سبزی در ذهن
یا زبانی بلد به لالایی
که برای خواباندن ماجرا بلند شود
کجا رفته اند سایه ها؟!
از شاخه های آویزان خورشید
گذشتگانی که به تبعیدگاه زمین دچار بودند
کسی نیست بشنود صداها را
از دهان تنگ تر از چشم سوزن
و نجات دهد شعله هایی را
که برف به زمستان می فروشند
آیندگان چه خواهند شد
با آسمانی که
سقف به سر می کوبد
و طرح های تاریک کوب
دیوار را ازمیخ می گذرانند
چگونه بدانند راه بی درخت را
از غلغله ی کلاغان خالی کنند
شاید روی اولین شعرهایشان
رودخانه ای عبور کند
برای عکس جلوه دادن
این شوخی مبتذلی
که شادی را زیرو رو پوشیده است
لعنت به این نور( بر اندام تاریکی)
که این بار شبیه آخرین سیگاری ست
که تا لب های زمین
بالا خواهد آمد
#نسرین‌_ راثی
                        

تهیه:پروا پاچیده
تنظیم:رامک تابنده