فرهنگ و عادات اجتماعی اروپایی ها « این داستان ، آلمان »

در کشور آلمان وقتی که عده‌ای در رستوران نشسته‌اند و برای هر تازه وارد دیگری که می‌خواهد به این جمع بپیوندد هیچ کس از جای خود بلند نمی‌شود و نظم رستوران را به هم نمی‌ریزد، تازه وارد به محض ورود ضمن گفتن ظهر، عصر یا شب بخیر پیش هرکسی که جا بود (صندلی خالی بود) […]

در کشور آلمان وقتی که عده‌ای در رستوران نشسته‌اند و برای هر تازه وارد دیگری که می‌خواهد به این جمع بپیوندد هیچ کس از جای خود بلند نمی‌شود و نظم رستوران را به هم نمی‌ریزد، تازه وارد به محض ورود ضمن گفتن ظهر، عصر یا شب بخیر پیش هرکسی که جا بود (صندلی خالی بود) و بناست بنشیند با همان یکنفر فقط دست می‌دهد و سپس دو ضربه با پشت انگشت اشاره به میز می‌کوبد و سلامی ‌به همه می‌دهد.
سلام و احوال‌پرسی آلمانی‌ها در همین مرحله تمام می‌شود. ماچ و بوسه زیاد بینشان رواج ندارد و اگر دوست دارید گفتگویتان با یك آلمانی به خوبی انجام شود، حتما فاصله‌ مناسب را با آن فرد حفظ كنید. آلمانی‌ها هم مانند هر ملتی، آدابی دارند كه با آن آداب رفتارشان معنی پیدا می‌كند. برای آنكه در آلمان راحت‌تر باشید، چند توصیه دیگر هم برای شما داریم:
چنانچه در رستوران برای صرف غذا می‌روید اگر آرنج‌های خود را روی میز قرار دهید دور از ادب است و در رستوران نباید موقع غذا خوردن از مچ دست بیشتر روی میز قرار گیرد و موقع غذا خوردن باید چنگال غذا‌خوری را تا اتمام غذا به دست داشته باشید و هرگز نباید چنگال دردست راست قرار گیرد.
قبل از این كه به رستوران بروید نیز اول باید مطمئن شوید كه آیا رستورانی كه می‌روید، خیلی با كلاس است یا نه؟ اگر بود، ناچار باید با كت و شلوار بروید. خانم‌ها هم بهتر است از لباس‌های رسمی ‌استفاده كنند.
این قانون حتی برای برخی از رستوران‌های ایرانی نیز صدق می‌كند. اما بیشتر رستوران‌های ایرانی و ترك در این شهر، مكان‌های راحتی هستند كه می‌توانید با همان لباس‌های معمولی به آنجا بروید. رستوران‌هایی كه غذاهای آماده (Fast Food) سرو می‌كنند نیز از این قائده مستثنی هستند.
قیمت‌ها هم بسته به میزان اشرافی بودن رستوران متفاوت است. رستورانی كه در آن موسیقی زنده اجرا شود یا از شما بخواهند كه لباس رسمی ‌در آنجا بپوشید، رستوران گرانی هست. برای صرف یك وعده غذا در برلین می‌توانید از چهار یورو تا صد یورو بپردازید.
رستوران‌های تركی و یونانی و البته ایرانی از رستوران‌های ارزانی است كه در انواع ایرانی و تركی می‌توانید غذای با گوشت قرمز و حلال پیدا كنید. دونر كباب با همان دستگاه‌هایی كه در ایران می‌شناسید در آلمان‌ هم مشغول چرخیدن است. رستوران‌های یونانی برای زیتون‌های خوبی كه دارند زبانزد هستند.
رستوران دریایی با انواع و اقسام شناورهای پخته شده نیز در آلمان زیاد است. رستوران‌های دریایی نیز به دو صورت معمولی و Fast Food وجود دارد.
انعام دادن در رستوران‌ها از آداب مردم آلمان است و معمولاً برای این كار پانزده درصد از بهای غذا را به گارسون (پیشخدمت) می‌دهند. برای پرداخت بهای رستوران در بسیاری از رستوران‌ها می‌توانید از كارت‌های اعتباری بین‌المللی یا كارت بانك‌های آلمانی نیز استفاده كنید. پرداخت نقدی هم كه موجب خوشنودی صاحب رستوران است.
هتل بدون دمپایی!
در هتل معمولاً پول صبحانه روی بهایی است كه برای هتل می‌پردازید. اما ناهار و شامی ‌كه در هتل می‌خورید را باید جداگانه حساب كنید. كه معمولاً خیلی گران است.
آلمان‌ها معمولا در روزهای یكشنبه (كه تعطیل هستند) به جای صبحانه و ناهار وعده غذایی به نام «برانش» می‌خورند كه از ساعت یازده تا دو بعد از ظهر در هتل‌ها سرو می‌شود.
این وعده غذایی بسیار خوشمزه است. در اتاق‌های هتل چیزی به نام مینی بار وجود دارد كه از نوشیدنی‌ تا شكلات و پسته در آن وجود دارد. اگر از این خوردنی‌ها استفاده كنید، باید پول آن را تمام و كمال بپردازید و البته این اقلام‌ هم از بیرون هتل گران‌تر هستند. حوله‌های هتل از برق زدن همتا ندارد. اما درون اتاق‌ها دمپایی ندارند. اگر شما به پوشیدن دمپایی عادت دارید، یادتان باشد كه از ایران با خودتان ببرید. خروج از هتل اگر بعد از ظهر باشد، بهای اقامت در آن اتاق تا روز بعد برایتان محاسبه می‌شود. اگر تاكسی گرونه… حتماً شما اروپایی‌ها در ایران را دیده‌اید كه با چه حسرت و تعجبی از نرخ تاكسی‌های ما خوشنود می‌شوند. دلیلش هم این است كه در كشورهای اروپایی، حمل و نقل با تاكسی بسیار گران است. خیلی از مسیرها را اگر به جای تاكسی با اتوبوس یا مترو طی كنید، به نفع شما است. با پرداختن یك چهارم بهای تاكسی می‌توان از وسایل دیگر برای جابه‌جایی استفاده كرد. در فرودگاه و ایستگاه‌های مترو نیز می‌توانید، نقشه كامل و زمان حركت اتوبوس‌ها و مترو را بخرید. بعد كه اتوبوس و مترو را در همان زمان مشخص دیدید حالا نوبت شماست كه با تعجب به دور و بر خود نگاه كنید. معمولاً بلیت مترو را چك نمی‌كنند اما اگر مامور مترو از كسی بلیت بخواهد و نداشته باشد، جریمه‌اش تا سی برابر بهای خود بلیت است. پس بهتر است كه زرنگ بازی در نیاورید. اگر تا نیمه شب در خیابان ماندید، آن وقت مجبور هستید كه از تاكسی استفاده كنید.
برای پرداخت هم راننده از شما همان بهایی را می‌گیرد كه روی تاكسی‌ مترش نوشته شده. نگران كلاه رفتن به سرتان نباشید.
هیتلر را فراموش كن آلمان‌ها هنوز هم از رفتارهای هیتلر كه باعث به خاك و خون كشیده‌ شدن، اروپا شد، خجالت می‌كشند و برای همین زیاد دوست ندارند كه از آن دوران صحبتی بكنند. اگر هم گردشگری از سر شوخی بخواهد چیزی (مثلاً‌ هایل هیتلری) به آنها بگوید می‌رنجند. شوخی هیتلری هم كه جای خودش را دارد. پرسیدن اینكه شما اهل كجا هستید هم از آن دست سوال‌هایی است كه آنها را ناراحت می‌كند. آلمان‌ها آنقدر از نقش خود در تاریخ جهان ناراحت هستند كه مردم عادی این كشور، دسته‌هایی را ترتیب داده‌اند كه در صورت تعرض نئونازی‌ها به خارجی‌ها از خارجی‌ها دفاع كنند و البته به خارجی‌ها توصیه اكید دارند كه اصلاً در محوطه‌هایی كه امكان دارد، نئونازی‌ها حضور داشته باشند، رفت و آمد نكنند. یكی از این مكان‌ها، محله‌های شرق برلین است. در این محل خارجی‌ها را به عنوان سرسیاه می‌شناسند (به خاطر رنگ موهایشان) و در صورتی كه ساعت ده شب به بعد در این محله‌ها حاضر شوند، با خطر جدی روبه‌رو می‌شوند. نئو نازی‌ها لباس‌های مشكی به تن می‌كنند، موهایشان را به سر و شكل عجیبی در می‌آورند و چكمه به پا دارند. این افراد به صورت دسته‌ای حركت می‌كنند و دسته‌ای هم به مردم حمله می‌كنند. آلمان‌ها برخلاف فرانسویان كه ترجیح می‌دهند، در صورتی كه قادر به انگلیسی حرف زدن هستند، از این كار امتناع كنند، در صورتی‌ كه انگلیسی بدانند، حتماً با شما انگلیسی حرف می‌زنند و در صورتی كه شما هم این زبان را بدانید، جور دیگری به شما نگاه می‌كنند. لباس‌های تمیز و مرتب هم اثر مثبتی بر این مردم دارد. از نزدیك شدن به آدم‌ها ابا دارند. برای همین ماچ و بوسه موقع سلام و احوال‌پرسی را دوست ندارند و در صف‌های سینما، اتوبوس و غیره، فاصله را با نفر جلویی حفظ می‌كنند. این فاصله را همه حفظ می‌كنند و كسی خودش را بین شما و نفر جلویی جا نمی‌زند. سینما، تئاتر، اپرا اپرا و تئاتر خیلی گران است و البته تماشای این هنرها در اروپا برای خود كار قشنگی است. سینما ارزان است. حداكثر ۱۵ یورو بهای تماشای فیلم در آلمان است. سینما‌های فرهنگی، اكشن و‌ هالیودی مخاطبان خودشان را دارند.
بيشتر آدم ها فكر می كنند كه عادات عجيب و غريب و خرافه ها بيشتر مربوط به كشورهای شرقی مي شود. اين در حالی است كه خرافه و اداب و رسوم عجيب در همه جای دنيا وجود دارد، فقط گاهی با پيشرفت جوامع اين آداب و رسوم كمرنگ می شود و كم كم به دست فراموشی سپرده می شود. يكي از جالب ترين اين رسم ها مربوط به ازدواج در آلمان است.
در روزگارهای قديم در اين كشور رسم بوده است فامیل عروس و داماد قبل از مراسم تعداد زیادی ظرف را می شکنند، بعد عروس و داماد مجبور هستند كه تا آنها را جمع کنند. طبق رسوم آلمانی وقتی عروس و داماد با کمک یکدیگر این ظرف های شکسته را که پخش شده جمع می کنند در حقیقت خود را آماده می كنند تا در کنار یکدیگر به جنگ مشکلات زندگی بروند.
يكی ديگر از رسم های ازدواج در كشور آلمان اين است كه در بسیاری از دهکده های اين كشور دوستان عروس یا داماد، عروس را می دزدند و در جایی پنهان می کنند سپس داماد باید عروس خود را پیدا کند. البته این جست و جو همیشه از یک كافه شروع می شود و داماد حاضران در كافه را دعوت می کند تا پس از نوشیدن یک فنجان چای به خرج او در پیدا کردن عروس او را كمك كنند.
اره کردن کنده درخت هم یکی دیگر از رسوم آلمانی است که به نظر می رسد به منظور ارزیابی مهارت های جسمانی عروس و داماد طراحی شده است. پس از انجام مراسم عقد ،عروس و داماد باید یک کنده بزرگ را دو نفری اره کنند و البته باید این کار را تنها با دست راست انجام بدهند اگر آنها این کار را به خوبی و با همکاری یکدیگر انجام دهند معلوم می شود که زندگی زناشویی خوبی خواهند داشت.
آلمان نوین از به هم پیوستن ایالت های فئودال سابق به وجود آمده است و دارای شهر ها و حوزه هایی است که آداب و رسوم دوک نشین ها و امیر نشین های سابق هنوز در آنها متجلی است. برای اینکه با خصوصیات یک فرد آلمانی آشنا شوید ابتدا باید به شهر محل سکونت وی توجه کنید ( برلینی ها درسدنی ها فرانکفورتی ها هامبورگی ها مونیخی ها و غیره هر یک خصوصیات خود را دارند ) و سپس استان محل اقامت خود را در نظر بگیرید ( باواریایی فریزیایی هسیایی پروسیایی ساکسونی سوابیایی و غیره ). « اروپایی بودن » آنها در مرحله سوم و این واقعیت که آلمانی هستند تنها در الویت چهارم قرار می گیرد. آلمانی بودن آنها تنها در هنگامی که در میان خارجیان هستند حائز اهمیت است و آنهم به این دلیل که گذر نامه شان چنین می گوید.
از دیرباز مرزی نامزئی میان شمال – جنوب وجود داشته است و مردم محافظه کار تر شمال از مردم نه چندان توانای جنوب به دلیل تنبلی و سستی شان کناره گیری می کنند در حالی که مردم جنوب با طعنه هایی همچون « خشک و کودن » متقابلاً پاسخ آنها را می دهند. جدایی نامحسوس تری نیز میان مردم محکم و سرسخت Saxon در شرق و مردم شهرنشین و راحت طلب Rhinelander در غرب وجود دارد گرچه با اتحاد مجدد آلمان تفاوت میان مردم غرب ( Wessies ) و شرق ( Ossies ) تشدید شده است. در نظر مردم شرق غربی ها استعمارگران متکبری هستند و از نظر مردم غرب شرقی ها سوسیالیست های تنبلی هستند که از اعانه گرفتن از دولت لذت می برند. با وجود این در حالی که مطمئناً نمی توان همه مردم آلمان را در یک قالب قرار داد ( بعضی از آنها تقریباً شبیه مردم « عادی » هستند! ). نمی توان به دلیل مواجهه با چند نفر آلمانی غیر عادی درباره بقیه نیز قضاوت کرد.
طرز فکر مردم آلمان از خارجیان از نامی که برای کارگران خارجی انتخاب کرده اند مشخص می شود این افراد را به طرز مودبانه کارگران میهمان ( Gastarbeiter ) می نامند که آلمانی ها آنان را در تعداد بسیار به کشور وارد کردند تا همه شغل های کثیف و ناخوشایندی را که آلمانی ها نمی خواستند خودشان انجام دهند بر عهده بگیرند.
با وجود این میلیون ها نفر از خارجیان به ویژه یونانی ها ایتالیایی ها اسپانیایی ها ترک ها مردمان یوگسلاوی سابق ( به علاوه ویتنامی ها در آلمان شرقی ) از « قانون » اطاعت نکردند و پس از انقضای دوران کار آمدی خود به وطنشان باز نگشتند و بسیاری از این خانواده ها هم اکنون نسل سوم خود را در آلمان به دنیا آورده اند. با وجود این آنها هنوز ساکنان موقتی تلقی می شوند و همیشه قصد دارند ( روزی! ) به وطن خود بازگردند. تعداد خیلی کمی از آنها به معنای واقعی کلمه مهاجرت کردند بطوری که خانه ای دائمی برای خود در آلمان ساختند و نام های خود را Fritz یا Frieda تغییر دادند و تابعیت آلمان را به دست آوردند ( که به هر صورت کاری بسیار دشوار است ).
آلمان برای مردم بی خانمان و محروم اروپا ( و جهان )همچون آهن رباست و تعداد بسیاری از پناهندگان و جستوجوگران پناهندگی را در چند دهه گذشته جذب کرده است که در ابتدا با آغوش باز مورد استقبال قرار گرفتند. با وجود این از زمان اتحاد مجدد در سال ۱۹۹۰ روابط خصمانه تر شده است و برخی حوادث خشونت آمیز برای پناهندگان و کارگران خارجی رخ داده است و بعضی از آنها به دست تئونازی ها و سرتراشیده های افراطی ( گروه هایی که سر خود را از ته می تراشند و دست به اعمال خشونت آمیز می زنند ) کشته شدند. امروزه پناهندگان و کارگران میهمان مسئول تمام مشکلات آلمان بر شمرده می شوند – از بیکاری جرم آلودگی و کمبود مسکن گرفته تا مسائل اجتماعی – افراد خارجی سپر بلا می شوند. با وجود این جمعیت آلمان در حال پیر شدن و میزان تولد در این کشور کم است. بنابراین برای مردم این کشور چنانچه می خواهند استاندارد بالای زندگی خود را حفظ کنند پذیرش مهاجر اجتناب ناپذیر خواهد بود.
مردم آلمان به خاطر نداشتن تعصب طبقاتی به خود می بالند و جدا از نام های اشرافی و عده کمی که هنوز در قصرها زندگی می کنند بیشتر مردم آلمان خودشان را جزء طبقه متوسط یا کارگر به حساب می آورند. با وجود این آلمان به هیچ وجه کشور بیکلاسی نیست و منزلت اجتماعی مانند کشورهای دیگر دارای اهمیت است اگر چه منزلت هر فرد بیشتر به میزان ثروت وی بستگی دارد تا آباء و اجدادش. آلمان بطور کلی هیچ گونه موانع طبقاتی یا « اشرافی » بر سر راه موفق شدن ندارد ( برخلاف بریتانیا و فرانسه ) و تقریباً هر کس هر چند اصل و نصبش حقیر باشد می تواند در راه رسیدن به اوج موفقیت تلاش کند. با وجود این غلبه بر موانع نژادی چندان آسان نیست.
این شایعه که در آلمان خندیدن قدغن است ( Lachen ist Verboten ) واقعیت ندارد با وجود این گاهی اوقات ممکن است تعجب کنید که آیا برای شوخی مالیاتی وضع شده است یا خیر. برای مردم آلمان شوخی چیزی است که بسیار جدی تلقی می شود و موضوع خنده داری نیست – حتی اگر به آنها بگویید از شوخ طبعی بویی نبرده اند نخواهند خندید! ( توصیه می شود برای آشنایان آلمانی خود جوک کوتاه ترین کتاب جهان یعنی « یکهزار سال شوخی در آلمان » را تعریف نکنید ).
مردم آلمان حس درک طنز و طعنه را ندارند و به ندرت در مورد مردم دیگر ( به جز در مورد سیاستمداران ) لطیفه می سازند و هرگز به خودشان نمی خندند با وجود این بدبختی دیگران بسیار باعث خوشحالی آنها می شود – که Schadenfreude نام دارد.
این همان احساسی است که وقتی آلمانی ها در فوتبال می بازند به مردم سایر نقاط دنیا دست می دهند! محل کار معمولاً محل مناسبی برای خندیدن نیست و اگر بخواهید در دفتر کار لطیفه ای بگویید توصیه می شود که چند هفته قبل درخواستی کتبی ( در سه نسخه ) ارائه دهید. حتی پس از آن مجبور خواهید بود که نکته اصلی جک را دوباره شرح دهید تا کمی لبخند ظاهر شود.
البته همه آلمانی ها فاقد حس درک شوخی نیستند با وجد این این افراد خارجی احتمالاً « لطیفه های » پیچیده آنها را نمی فهمند و آن دسته از مردم محلی که برای شوخی خوب ارزش قائلند معمولاً به علت همنشینی طولانی مدت با خارجیان منحرف شده اند! در آلمان زندگی بسیار جدی گرفته می شود و اگر خارجیان الگوی آنها رادنبال کنند شاید آنها هم ثروتمند شوند.
صمیمی شدن با مردم آلمان دشوار است – حتی برای دیگر آلمانی ها – و مردمی که از راه دیگر قسمت های آلمانی یعنی شهرهای کوچک و دهکده ها برای زندگی به شهرهای بزرگ می روند تا چندین دهه « بیگانه » محسوب می شوند. شما ممکن است حتی متوجه نشوید که همسایگان آلمانی دارید مگر از مسئله ای ناراضی باشند و برای شکایت نزد شما بیایند. زمانی که به خانه یا آپارتمانی جدید نقل مکان می کنید به شما خوشامد نخواهند گفت و چنانچه بتوانید آلمانی صحبت کنید بر عهده شما است که آنها را برای صرف نوشیدنی دعوت کنید و خودتان را معرفی کنید.
فقط دوستان نزدیک یا وابستگان می توانند بدون اطلاع به یکدیگر سر بزنند ( هنگامی که مردم آلمان غریبه ای را به میهمانی دعوت می کنند همه چیز باید بی نقص و در Ordnung کامل باشد ). درمحیط کار مردم آلمان باز هم رسمی تر می شوند.
پس از گذشت سال های بسیار ( دهه ها )همکاران ممکن است همچنان با استفاده از عنوان رسمی Sie یکدیگر را Herr Schmidt یا Frau Muller خطاب کنند با این وجود این آلمانی های جوان مانند والدینشان چندان رسمی نیستند ). مردم آلمان معمولاً با خارجی ها خیلی جدی نیستند و اگر با آنها انگلیسی صحبت کنید ممکن است بعد از مدت نسبتاً کوتاهی شما را با اسم کوچک صدا کنند. آلمانی ها از بسیاری از خطاهای « خارجی ها » چشم پوشی می کند زیرا اصولاً آنها را « غیر عادی » می دانند ( همه ما در نظر مردم آلمان کمی عجیب هستیم ). شایع است که آنها هنگام پذیرایی از میهمانان در خانه های خود راحت تر و خودمانی تر به نظر می رسند – حتی دوستانه – هر چند که نباید چندان امیدوار باشید که به سرعت از آشنایان آلمانی خود دعوتنامه دریافت کنید.مردم آلمان بسیارمطیع قانون اند ( به جز مواقعی که پای محدودیت سرعت در میان باشد ) و همه قوانین و مقررات را دقیقاً رعایت می کنند.
افرادی که در ساعت ۳ صبح در شهر پرسه می زنند و بیکار به نظر می رسند بیشتر احتمال دارد که منتظر سبز شدن چراغ راهنمایی باشند تا مترصد دزدی از بانک ( مگر اینکه خارجی باشند ). مردم آلمان مطیعانه از همه قوانین و مقررات پیروی می کنند و از تذکر دادن تخلفات دیگران خرسند می شوند. در آلمان برای هر چیز قوانینی وجود دارد – که صرف نظر از اینکه چقدر جزئی است نباید از آنها سرپیچی شود.
اگر از در ورودی برای خروج استفاده کنید یا چند سانتی متر جلوتر از خط کشی پارک کنید همواره آلمانی شریفی در آن نزدیکی هست تا این موضوع را به شما گوشزد کند. اغلب گفته می شود که در آلمان هر چیزی که غیر قانونی نیست ممنوع است ( Verboten ) و بقیه چیزها اجباری است!
ظاهر مردم آلمان به نظر سالم می رسد هر چند که اغلب « کمی » اضافه وزن دارند اما در واقع همه آنها از چیزی رنج می برند حتی اگر « فقط » استرسی باشد که به خاطر نگرانی در مورد مشکلات سلامتی ایجاد شده باشد. خوشبختانه آلمان درای تعداد زیادی چشمه آب گرم است که از Kreislaufstorung ( مشکلات مربوط به گردش خون اما ممکن است عملاً به هر مشکلی اطلاق شود ) گرفته تا سرماخوردگی معمولی همه ناراحتی ها را شفا می دهد. با وجود این هیچ درمانی برای اپیدمی ملی اضطراب – angst – که همه جوانب زندگی آنها را در بر گرفته پیدا نشده است ( با داشتن فیلسوف های بدبینی همچون گوته و شیلر چیزی برای دلگرمی وجود ندارد ).
مردم آلمان درباره همه چیز نگران اند ( آنها حتی درباره اینکه آیا به قدر کافی نگران هستند یا خیر نگران اند ) از رژیم غذایی گرفته تا تراز بانکی از ظاهرشان گرفته تا مسایل جنسی زندگیشان از مشاغلشان گرفته تا اینکه همسایگان و دوستانشان درباره آنها چه فکری می کنند. محیط زیست آنها تصویر و جایگاه کشورشان در جهان تیم ملی فوتبال آیا ایستگاه نیروی هسته ای پایین جاه منفجر خواهد شد و همه آنها را خواهد کشت یا خیر و آیا یورو ( Eurooanast ) تورم ایجاد خواهد کرد و منجر به پایان جهان خواهد شد یا خیر. این همه نگرانی منجر به بیماری دیگری شده که فقط در آلمان یافت می شود و Weltschmerz نام دارد ( یعنی درد دنیا ) که تقریباً به بیزاری از زندگی یا نگرش منفی ترجمه می شود.
آلمان از نظر غذا چندان معروف نیست ( تا به حال در خارج از آلمان رستورانی آلمانی دیده اید؟ ) و چیزی بنام آشپزی آلمانی عملاً وجود ندارد. غذاهای آلمانی اکثراً شامل انواع سوسیس و کالباس ( Wurst ) گوشت خوک کوفته فلفلی سیب زمینی کلم ( Kraut ) ترشی کلم کیک و نان سیاه است که همراه با آبجوی فراوان خرده میشوندو غذاهای لوکس از نوع nouvelle cuisine با ذائقه آلمانی ها سازگار نیست آنها غذای ساده و روستایی سالم به مقدار فراوان می خواهند.
مردم آلمان شیفته اتومبیل هستند و در عشق به وسایل نقلیه موتوری پس از مردم آمریکا در مکان دوم قرار دارند ( به شرط آنکه در آلمان ساخته شده باشند ) و عشق همیشگی و شدیدی به اتومبیل های خود دارند که از خانه همسر و فرزندان برایشان مهمترند. بیسیاری از مردم از دست کشیدن از اتومبیل خود تحت هر شرایطی بیزارند و ترجیح می دهند ترافیکی ۱۰ ساعته را تحمل کنند ولی به وسایل نقلیه عمومی متوسل نشوند ( با وجود این هنگام رفتن به تعطیلات به پرواز با هواپیما تن میدهند به ویژه اگر مجبور باشند از اقیانوس عبور کنند! ) اگر آلمانی ها در ترافیک گیر نکرده باشند حتماً با سرعت حدود ۲۰۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کنند ( تولید کنندگان اتومبیل در آلمان « مجبورند » که سرعت خود را به ۲۵۰ کیلومتر در ساعت محدود کنند ). به ویژه در بزرگراه ها که محدودیت سرعت وجود ندارد ( محدودیت های عنوان شده مخصوص افراد خارجی و رانندگان تازه کار است ). آلمان به خاطر شبکه autobahn خود معروف است .
در آلمان هر کس به اتومبیل خود شناخته می شود. مرسدس مخصوص دکترها سیاستمداران و مدیران صنایع ( و مربیان فوتبال ) پورشه مخصوص افراد معروف و مورد توجه رسانه های گروهی ستارگان پاپ و بازیکنان فوتبال است در حالیکه بی ام و و آئودی مخصوص مدیران متوسط مهندسان و آرایشگران است.
روستاییان فورد اپل و فولکس واگن می رانند. تنها افرادی که واقعاً تندرست اند سوار اتومبیل خارجی می شوند ( ماشین های ساخت فرانسه تا حدی قابل قبولند – حداقل اروپایی هستند – اما خریدن اتومبیل ژاپنی عملی غیر میهن پرستانه و همردیف با خیانت به کشور است ).
با وجود این، بدتر از اتومبیل ژاپنی این است که اتومبیل تان کثیف باشد – هر کس اتومبیل خود را تمیز نکند و به آن نرسد ( معمولاً افراد خارجی ) شایستگی مالکیت اتومبیل را ندارند! در آلمان اتومبیل شما بیشتر از آنچه می پوشید جایی که زندگی می کنید و حتی مقدار پول شما معرف شخصیت شماست. با وجود این همیشه چند آدم غیر عادی وجود دارند که بر خلاف معمول عمل می کنند ( مانند ستاره سابق فوتبال یورگن کلینزمن یک فولکس واگن قدیمی داشت ). اتومبیل آلمانی باید قابل اعتماد باشد (همانند خود آلمانی ها ) و اگر اتومبیلی خراب شود احتمال دارد تقصیر بر عهده Gastarbeiter لعنتی بیفتد که آنرا ساخته است.
ورزش یکی از منابع سرافکندگی یا افتخار ملی است و بستگی به این دارد که آیا مردم آلمان همه حریفان را شکست می دهند – معمولاً همینطور است – یا ندرتاً علی رقم تلاش زیاد به حریف خود که ( حتماً ) تقلب کرده به داور رشوه داده یا آلمانی ها را در یک روز بد غافلگیر کرده است می بازند ( مردم آلمان هرگز از حریفان برتر شکست نمی خورند ).
ستاره های ورزشی قهرمان ملی محسوب می شوند و هر جا بروند مورد استقبال قرار می گیرند و در برنامه های گفتگوی دوستانه تلویزونی به کرات دیده می شوند برنامه هایی که در همه ساعات روز و شب انواع و اقسام موضوعات ( از جمله گاهی اوقات ورزش ) را به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار می دهند. در سال ۲۰۰۰ مردم آلمان به دلیل حذف تیم فوتبالشان در مسابقات قهرمانی اروپا که باعث سرافکندگی زیادی برای ملتشان شد شدیداً ناراحت شدند. خوب است که مربی تیم آنقدر بزرگوار بود که استعفا دهد.
آلمان برای زنان شاغل و فداکار دقیقاً سرزمین شیر و عسل نیست از نظر مردم استان های غربی اینگونه زنان تا حدی غیر عادی اند ( در آلمان شرقی اکثر زنان با اتحاد مجدد شغل خود را از دست دادند ) و تعداد بسیار کمی از آنها دستمزدی برابر دستوزد همکاران مرد خود می گیرند یا به رتبه های بالای شغلی ارتقا می یابند. با اینکه زنان ظاهرا” حقوقی مساوی با مردان دارند اغلب در واقعیت اینگونه نیستند و معمولاً لازم است که تا دو برابر شایستگی و سه برابر هوش داشته باشند تا بتوانند با مردان رقابت کنند. تا سال ۱۹۷۴ سقط جنین غیر قانونی بود ( حداقل دیگر همانند دهه ۱۹۳۰ مجازات مرگ ندارد ). با وجود این اکثر زنان در مورد وضعیت موجود چندان نگران نیستند و به نظر می رسد بسیاری از آنان از نقش خود راضی اند به شرط آنکه محترمانه با آنان رفتار شود. اکثر مردان آلمانی هنوز معتقدند که جای زن در خانه یا کلیسا یا حداقل آشپزی و مراقبت کودکان است ( در سه کلمه: Kinder، Kuche وKirche ).
مردم آلمان برای مدت طولانی ( از دهه ۶۰ ) از زندگی خوبی برخوردار بوده اند به طوری که تقریباً فراموش کردند زندگی در جهان واقعی چگونه است. با وجود این خوشبختی و ثبات ظاهری آنها در اوایل دهه ۹۰ به دلیل رکود اقتصادی و اتحاد مجدد زیرو رو شد این دو عامل برای مردم آلمان بسیار بیشتر از آنچه که انتظار داشتند هزینه در بر داشت ( و هنوز هم دارد و شرقی های ناسپاس حتی از آن ممنون نیستند! ) با اتحاد مجدد شرقی ها گرفتار هزاران قانون و مقررات جزئی شدند و در دام تشریفات اداری اضافی اسیر گشتند.
از میان بزرگترین نگرانی هایی که ملت با آن مواجه است می توان از بیکاری امنیت شغلی پناهندگان و جستجوگران پناهندگی اعتیاد به مواد مخدر و جرم بیگانه ستیزی محیط زیست حقوق بازنشستگی هزینه های تامین اجتماعی کمبود مسکن مالیات زیاد یورو فساد رقابت روبرو شد و هزینه های بالای طبقه کارگر نام برد. بسیاری از مردم آلمان از آینده هراسانند مسلم است که همانند مردم سایر نقاط دنیا آنها نیز باید با چالش های هزاره جدید سازگار شوند و در گذشته زندگی نکنند.
اگر بخواهیم منصف باشیم مردم آلمان خصوصیات خوبی نیز دارند. آنها فوتبالیست های عالی استاد آبجوسازی معماران و طراحان درجه یک و بهترین مهندسان جهان به شمار می روند و محصولاتشان به دلیل کیفیت و قابل اعتماد بودن در سطح جهانی معروف است. با وجود این مردم آلمان هم به صورت انفرادی و هم به عنوان یک ملت در پذیرش تغییرات بسیار کند هستند هرچند که در پذیرفتن تکنولوژی جدید بسیار سریع اند به ویژه که باعث ثروتمند ( تر ) شدن آنها شود. جامعه آنها در مقایسه با اکثر کشورهای دیگر نمونه کار آمدی و نظم است و حس اتحاد و عدالت اجتماعی قدرتمندی در میان آنها حاکم است. آلمان از استاندارد بالای زندگی تورم کم روابط سنتی خوب ( اعتصابات کم ) اقتصاد بسیار سالم و یکی از قویترین واحد های پول جهان برخوردار است.
مردم آلمان از خدمات عمومی بسیار عالی، مدارس خوب ، منافع تامین اجتماعی عالی ، خدمات بهداشتی و بیمارستان های بسیار خوب ( بدون فهرست انتظار ) دولت محلی کار آمد شرایط کار استثنایی و منافع بسیار برای کارمندان سیستم حمل و نقل درجه یک با بزرگراه های عالی و سریع ترین ترن های جهان بهره مندند.
تاریخ فرهنگی آلمان نیز بسیار غنی است و تعداد بسیاری هنرمند آهنگساز شاعر فیلسوف و نویسنده بزرگ از جمله باخ بتهون برامس برشت دودن گوته برادران گریم هندل هگل فون هومبولت لوتر مان مارکس مندلسون نیچه شیلر شوپن اشتراوس و واگنر از آلمان برخاسته اند.
امروزه آلمان در بسیاری از انواع هنر به ویژه موزیک کلاسیک در جهان پیشتاز است. تعدادی از بزرگترین رهبران ارکستر آهنگسازان موسیقیدانان گروه های ارکستر تئاترها نگارخانه ها و موزه های جهان متعلق به این کشورند.
با اینکه مبارزه با تشریفات اداری افراطی در آلمان برای دلسرد کردن هر تازه واردی کافی است مردم المان اصولاً خونگرم ند اگر کمی کوتاه بیایید و زبانشان را یاد بگیرید همواره با استقبال گرم آنها مواجه می شوید.
برخلاف اعتقاد عامه مردم آلمان غول های بچه خوار نیستند ( حداقل نه همه آنها ) و با اینکه صمیمی شدن با آنها مشکل است اگر بتوانید از موانع ابتدایی بگذرید و با آنها دوست شوید تا آخر عمر رفیق یکرنگی خواهید داشت. یکی از نشانه های ملت های بزرگ این است که به ندرت نسبت به افراد خارجی بی تفاوت اند – تحسین حسادت دشمنی یا حتی تنفر بی دلیل – اما بی تفاوتی هرگز! چه بخواهید چه نخواهید آلمان کشوری بی نظیر سرزنده متمدن دلیر و بسیار پیشرفته است. آلمان از یکی از بهترین سبک های زندگی در جهان برخوردار است و با اینکه ساکنان خارجی ممکن است از بعضی از جوانب زندگی انتقاد کنند اکثراً از زندگی در آلمان احساس خوشبختی می کنند و تعداد بسیار کمی بطور جدی به فکر ترک آن می افتند.