کودکان و نا امنی

“مخاصمات مسلحانه بین المللی- دکتر فرزانه رحمتی مدرس دانشگاه و روابط بین الملل”

مخاصمات مسلحانه غیر بین المللی

ماده ۱۸ اساسنامه دیوان کیفری بین المللی تعریف مخاصمه  مسلحانه غیر بین المللی را چنین ارائه می نماید: « منازعه مسلحانه ای که در قلمرو دولتی، به صورت طولانی و میان نیروهای حکومت و گروههای مسلح سازمان یافته و یا میان چنین گروههایی اتفاق می افتد. ( دلخوش،۹۸۴-۹۸۷: ۱۳۸۷)  مادۀ ۳ مشترک کنوانسیون چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ و مکمل آن پروتکل الحاقی شماره ۲ به کنوانسیون‌های ژنو در سال ۱۹۷۷ در مورد مخاصمات مسلحانه غیر بین المللی هستند. تعریف مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی مطابق ماده ۳ مذکور بدین صورت است که چنین مخاصماتی ویژگی‌ بین المللی ندارند و در قلمرو یک دولت میان نیروهای مسلح حکومتی، گروه‌های مسلح غیر بین المللی مطابق با ماده ۱ پروتکل الحاقی شماره ۲ همراه با تحقق شرایطی است و گروه‌های مسلح مخالف بایستی این شرایط را دارا باشند. شرایط مذکور عبارتند از برخورداری از نیروهای مسلح سازمان یافته و دارا بودن یک فرمانده مسئول و نیز کنترل بخشی از قلمرو کشور تا مجموع اینها موجب عملیات نظامی مداوم و مجتمع و نیز اجرای پروتکل حاضر گردد.

 مخاصمات مسلحانه بین المللی

در مخاصمات بین المللی، وجود حداقل بیش از یک کشور در درگیری، شرط لازم برای وصف بین المللی آن مخاصمه می باشد.( دلخوش،۱۳۸۷:۹۸۳) یک درگیری مسلحانه در صورتی بین المللی تلقی می شود که توسل به نیروی نظامی بین دو دولت انجام شده باشد. مادۀ ۲ مشترک کنوانسیون‌های ژنو مقرر می‌دارد: مخاصمات مسلحانه بین المللی مخاصماتی هستند که میان دول متعاهد روی می‌دهند و این وضعیت زمانی است که یک و یا چندین دولت در مقابل دولت دیگر به نیروی مسلح متوسل می‌شوند شدت و میزان و هم چنین مدت زمان چنین مخاصماتی متفاوت و متغیر است. عدم اعلام حالت جنگی و یا عدم شناسایی آن از سوی طرفین مخاصمه، ملاک و ضابطه‌ای برای تشخیص مخاصمات مسلحانه بین المللی نیست. بنابراین می‌توان گفت که هر اختلافی که بین دولت‌ها بوجود آمد و موجب درگیری و در نتیجه بکارگیری نیروی مسلح میان آنها شود یک مخاصمه مسلحانه بین المللی و به معنای ماده ۲ مشترک کنوانسیون چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو می‌باشد.

واکاوی اصول ممنوعیت بکارگیری کودکان در مخاصمات مسلحانه

کنوانسیون حقوق کودک:

این کنوانسیون مهمترین سند بین المللی برای حمایت همه جانبه از کودکان است که اساس تفکر بین المللی برای بقا و رشد و حمایت از کودکان را در نظر دارد. در زمان تدوین کنوانسیون تحرک و مباحث زیادی وجود داشت که تمهیدات آن به هیچ ترتیب موازین موجود حقوق بشردوستانه را کم نکند. به طوریکه مجمع عمومی از دولت ها می خواهد که در توسعه موازین جدید بین المللی به چارچوب های موجود توجه داشته باشند.(مصفا،۱۳۸۵: ۴۸). در جوامع کهن کودک به مثابه کالا، مملوک و یا عامل اقتصادی و گاه وسیله تفاخر و یا ادامه نسل و قدرت شناخته می شود.(اقلیما،۱۳۸۲: ۳۰۲-۱۶) کودکان، بشدت قربانی سیاستهای اقتصادی غلط و خطاهای سیاسی و جنگی بودند و در بسیاری از مواقع، فدای مسائل سیاسی می شدند. در پی ویرانی های جنگ جهانی اول و آثار سوء آن در تغذیه، بهداشت، مسکن، برای کودکان جنگ زده و آواره و حمایت آنان در برابر آسیبهای جسمی و روانی، صندوق حمایت از کودکان در سال ۱۹۴۶، گام مهمی را برای پرداختن به مسائل کودکان آواره و بی خانمان در جنگ مورد توجه قرارداد.