شعر معاصر، شعر زمان

“نقدینه ی عشق” با شاعران مخاطب پارسی زبان ایران در رسانه ایرانیان اروپا

نقدینه ی عشق را...باغی شدم به آرزو...برگهایش سراسیمه گی...هول از هر کجایش دری می نمود ...و کس...به هیچش ز قفلی نمی گشود...

به چراگاه گفتن می روند،
گله های اسب روی زبانم!

از شیب دلتنگی،
وقتی با یک خورجین گفتگو
سمت بودن مرا
طعم زاگرس می کاری
در دهان بابونه.

– بلوط هایم کو؟

تا استخر شب را بدزدم
از فلس های نورانی ماهی
و درخت را از زبان گنجشک،
قصه هزار و یک شب جوجه ها کنم
ببافم یال ابرهای عاصی را
که یورتمه می روند
در رگ های آسمان
و آویشن کوهی
از باران بوها می خورند.

بلوط هایم آن باغ های انار
جفت شدن کفش و ترس کفتار
دوش آرد لای جویدن سطرها
و از های از دهان افتاده
روی لب جیرجیرک‌ها!

– بلوط هایم کو؟

#مهشید_قنواتی

شعر أزادی از “مهشید قنواتی” برگزیده مسابقه ی شعر رسانه ایرانیان اروپا

******************************
           “در خویش”
نقدینه ی عشق را
باغی شدم به آرزو
برگهایش سراسیمه گی

هول از هر کجایش دری می نمود
و کس
به هیچش ز قفلی نمی گشود

ستاره ای بودم
خاموش
در بی زمانی

دریایی بودم
بی موج
در بی مکانی

و کاسه ای که از شوکرانت
در نوشیدم
هنوز
مبهوت طراوت تو بود

پاره ای پژمرده از هراسم
به هوایت در افکندم
درختی شد تناور
که تا
هنوز و همیشه
در بی چرایی ی خویش
فرو می ریخت

فوریه ۲۰۱۰    آلمان
#پور مزد کافی (منظر)


*******************************
تهیه:پروا پاچیده
تنظیم:رامک تابنده