نقد و بررسی

نقد و بررسی به قلم استاد فیض شریفی در مورد چهره های شاخص در حوزه شعر و ادبیات در تاریخ معاصر

از ابتدای سده‌ی اخیر، تاریخ معاصر بستر سربرآوردن چهره‌های شاخصی در حوزه شعر و ادبیات بوده است. به نظر شما مهمترین عامل شکل‌گیری این رویه که بین دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ به اوج خود رسید، چه بود؟ تحولات سیاسی-اجتماعی یا صرفا نوگرایی و حرکت به سمت نوگرایی؟
۲- این سوال همیشه مطرح است که چقدر جریان‌های اجتماعی و مختصات تاریخی در تصویری که از یک شخص و یا یک جریان ایجاد می‌شود، نقش دارد. نظر شما در این باره چیست؟
۳- اگر مثلا نیما در دوره دیگری رشد و نمو داشت یا صادق هدایت در دهه ۵۰ متولد می‌شد، آیا استعداد نبوغ ذاتی شأن همچنان از آن‌ها ستاره می‌ساخت؟
۴- نظرتان درباره تعابیر چون هنر (ادبیات) متعهد یا کنش‌گر چیست؟ چهره‌هایی چون یداله رویایی در مقابل احمد شاملو در کارکرد، نقش و وظیفه هنر (شعر) از یکدیگر متفاوت‌اند‌.
۵- همانطور که مستحضرید، رشد سریع تکنولوژی در قرن ارتباطات، با گسترش رسانه‌ها و… جهان را به جهانی متکثر تبدیل کرده است. بسیاری بر این عقیده‌اند که دیگر دوره غول‌های ادبی سرامده و شاهد ستاره شدن چهره‌ها نخواهیم بود. نظر شما چیست؟
۶- فکر می‌کنید این تکثر که به مدد رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، به هرکسی تریبون می‌دهد، چه آینده‌ای را برای جریان‌های ادبی رقم خواهد زد؟ آینده شعر و ادبیات ایران را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

پاسخ ها

پاسخ ۱ ..سؤال سهل و ممتنعی است ، باید تاریخ جهان را بعد از رنسانس و تاريخ ادبيات ایران را از دوره‌ ی مشروطیت تا دهه های پنجاه‌ بررسی کرد .
ببينيد الان وقتی کسی می خواهد شعر شاعری را تحقیر کند می گويد این شعر ،رمانتيک است ، در حالی که هنوز شاعری در حد و نصاب شکسپير، پوشکین، لامارتین، وردژوث و امثالهم پیدا نمی شود .
این شاعران‌ و نویسندگان، چهره ی ادبيات جهان را دگرگون کردند و به ادبيات ایران هم خیلی کمک کردند .
نهضت رمانتی سیسم، دیر به ایران آمد ولی وقتی هم آمد شاکله ی ادبيات ایران را تغییر داد.
رمانتی سیسم، رمان و داستان کوتاه به ایران آورد و به انقلاب‌ مشروطیت سوخت رساند و ادبيات رمانتيک اجتماعی به وجود آورد .
انقلاب مشروطیت، ملک الشعرای بهار درباری را انقلابی کرد .
ستارخان، معامله گر اسبان و خران بار بردار را رهبر انقلاب کرد .
عارف قزوینی، روضه خوان دربار را به یک شاعر ملی و آوازه خوان بزرگی تبدیل کرد ، نسیم شمال مردمی را به صحنه‌ آورد و بسیاری از شاعران‌ و نویسندگان را پرورش داد و از دل آنها ، نيما و هدایت سر بلند کردند .
نیما ، هدایت و توللی سردمداران سبک رمانتی سیسم در ایران بودند.
اینها توانستند چندين جنبش‌ اجتماعی را در خود ذوب کنند .
نمی خواهم واکاوی کنم ، وقتش هم نيست ولی شاعران و نویسندگان بزرگی در دامن سخاوت هدایت و نيما پرورش يافتند که از این هردوان بزرگ تر بودند .
صادق چوبک و هوشنگ گلشیری آنتولوژی و شکل تکامل يافته ی هدایت بودند ، شاملو ، اخوان ، فروغ، آنتولوژی نيما بودند ‌آنها ضعف‌های نيما را برطرف کردند .
نوگرایی اجتماعی با نوگرایی صرف ادبی منافاتی ندارد .اینها به هم مرتبط هستند .

پاسخ ۲

سؤال خوبی است. اگر انقلاب مشروطیتی نبود ، یا نهضت جنگلی نبود ، اگر انقلاب اکتبر روسیه نبود، نيما و هدایتی سر بلند نمی کردند .
اینها لازم و ملزوم یکدیگرند.
من که یادم نمی آید که شاعر و نویسنده ی بزرگی بی ارتباط با مختصات تاريخی و جریان های اجتماعی پدید آمده باشند .
آب راکد که نباید هوس ماهی آزاد کند . یا به قول فروغ:” از ماهیان کوچک این جویبار هرگز نهنگ زاده نخواهد شد .”
شما باید توجه کنید که مثلأ یک شورشگر اجتماعی و ادبی ، اول یک شورشگر فردی بوده است .
مثلأ قیصر کیمیایی اول یک شورشگر فردی است ولی وقتی دست به انتقام می زند به یک شورشگر اجتماعی تبدیل می شود.
نيما و هدایت هم واقعا نمی خواستند و فکر نمی کردند ، سردمداران شعر و داستان شده اند .آدم های جا نگیری بوده اند ، فضای خفقان را تاب نياوردند، آمدند بیرون و رهبران انقلاب‌ ادبی ایران شدند .
اینها البته از اجتماع خود یک سر و کله بزرگ تر بوده‌ اند ، هنوز هم هستند .

پاسخ سوم

نمی دانم واقعا، گفتم که اینها محصول عصر خود بوده اند .اتفاقا اینها هنوز هم از شاعران و نویسندگان عصر ما پیشروتر و حتا مدرن تر هستند .
مثلأ شما هنوز یک شعر رمانتيک در نصاب ” افسانه ” ی نيما و ” مریم ” توللی پیدا نمی کنید . یک شعر رئالیسیم- سمبولیسم در نصاب ققنوس ، پادشاه فتح ، اجاق سرد و مرغ آمين نيما پیدا نمی کنید .
شما بعد از رمان بوف کور هدایت ، فقط ملکوت بهرام صادقی، سنگ صبور چوبک و شازده احتجاب گلشیری را دارید ولی اینها به اندازه ی بوف کور جهانی نشده اند .
فکر نکنید در تناقض افتاده ام .
چوبک، گلشیری، شاملو ، فروغ از لحاظ کيفيت هنری از پيشينيان خود بهترند ولی مشهورتر نیستند .
از نگاه من نيما و هدایت اگر الان هم ظهور کنند ، می توانند تحولی در جامعه ایجاد کنند .
البته اکنون به دلیل ظهور فیلم و سينما و عصر معراج پولاد و دیجیتال کارشان کم تر به دیده مي آيد .
در همین عصر آیا ما هنوز دغدغه های نيما و هدایت را نداریم ؟

پاسخ سؤال ۴

همه‌ ی مخالفان نيما، از هوشنگ ایرانی ، تندرکيا، موج نو ، حجم ، شعر ديگر، شعر ناب ، شعر متفاوط با ” ط ” متعهد و کنشگر نيستند.
همه شان به نحوی سر در آخور عرفان پسان و عقب مانده‌ دارند و فکر می کنند شعر سوررئالیستی می گویند .
تخم لق ادبيات غیر متعهد را بیش تر ژان پل سارتر در دهان شاعران‌ ایران گذاشت .
سارتر معتقد بود که نویسنده باید متعهد باشد ولی شاعر لازم نیست مسئول و متعهد باشد .
در فرانسه أحزاب جای شاعران‌ نشسته اند ، در خاورمیانه شاعران‌ باید متعهد باشند چون عمدتا در این جا نمی گذارند حزبی پا بگیرد .
شعر سياسی، سياسی ناب در ادبيات می ماند، هنوز مردم شعرهای شاملو را بیش تر از شعرهای حجم‌ گرایان می خوانند .
يدالله رؤیایی می گويد:” ما ادبيات متعهدانه را توی طاقچه گذاشتیم ” .
جالب است که رؤیایی شعرهای سیاسی و اجتماعی بعد از از جاده های تهی در دفتر ” از دوستت دارم ” هم دارد .
مثلأ بروید بخوانید :” گاوان معطر در راه منقلاب تپاله می ریزند. ” او شعر بلندی دارد که در آن شعر می گوید :” از قم و کدکن نفرت می کنم …”
یادم هست استاد کدکنی خیلی عصبانی شد و پشت تلفن چند نقل و نبات نثار رؤیایی کرد .
هوشنگ چالنگی، هم شعر متعهدانه دارد .اصلا مجموعه ی این شاعران به تفکر عرفانی خود تعهد دارند .

پاسخ ۵

حرف شما درست است. دیگر کمتر کسی در شعر به مسائل کلان توجه می کند .اینها می دانند که در این عصر از واژه کار ویژه بر نمی آید .
موضوع شعر امروز دیگر موضوعاتی نیست که نيما ، شاملو و کسرایی به آن توجه می کردند .اصلآ در جهان امروز ، رمان جای شعر را تصاحب کرده است .
شعر در رمان تخمیر و تحلیل و ذوب شده است و الان رمان ،حرف اول را می زند .شما به رمان اولیس جویس نگاه کنید ، سرشار از شعر است .

پاسخ ۶

از نگاه من اوضاع بهتر شده است .
زمانی شعر و داستان زیر بلیت مطبوعات بود .هرکس مطابق دیدگاه زیبایی شناسی و ایدئولوژیک خود شعر و داستانی از جوانان چاپ می کرد .
گاهی یک باند ادبی شب در محفل شاعر ثروتمندی بیتوته می کردند و مشروب می خوردند و فردا شاعر و نویسنده را سردار شعر و داستان ایران معرفی می کردند .
الان هم البته ممکن‌ است‌ کسی با یک ترانه و فیلم و حتا شعر بر سر موج می آید اما این افراد همیشه در میدان نمی مانند.
یک عنصر حاشیه ای می تواند چند صباحی به میدان بيايد ولی سرانجام دوام نمی آورد .از توی این اشعار و داستان‌ ها مرواريد هم دیده می شود .زمان به مرور اینها را غربال می کند .

پاسخ ۷

بعضی ها فکر می کنند ما انبوه ساز هستیم که این قدر کتاب چاپ می کنیم . بعضی ها انگار کم کاری را فضيلت می دانند ، توی چشم نویسندگان و شاعران حرفه‌ای خاک می پاشند .
برخی هو می زنند و برخی که از ما دورترند کف می زنند و تشکر می کنند .
اگر از آثار من بخواهید ، دو جلد قطور ۸۰۰ صفحه ای مکتب های ادبی نوشته ام که انتشارات حس هفتم چاپ و منتشر کرده است.
این دو کتاب محصول چهل و اندی سال تدريس و تحقیق است .
از نگاه من هر ده سال باید یک کتاب مکتب ادبی چاپ شود .
یک سری کتاب شاعران‌ معاصر ایران چاپ کرده‌ ام :” کتاب اسماعیل خویی، علی باباچاهی و سیدعلی صالحی چاپ شده و چند کتاب دیگر در یک ماه دیگر بر بساط نشر می نشيند.
در زمینه ی داستان کتاب های داستان زمانه ی ما هدایت ، چوبک و هوشنگ گلشیری و بزرگ علوی را چاپ کرده‌ ام.
کتاب های شعر زمان ما هوشنگ چالنگی و هوشنگ ابتهاج را انتشارات نگاه چاپ و منتشر کرده است.
دو کتاب درام سياوش و یادداشت های ادیبانه ی پیش از آلزایمر را انتشارات کتاب هرمز چاپ کرده‌، این کتاب‌ آخری محصول خاطراتی است که از شاعران و نویسندگان بزرگ داشته ام .
کتاب هایی درباره ی عباس‌ درویشی و دکتر حبیب شريفی و ایرج شريفی نوشته‌ ام که‌ چاپ شده، مطالب فراوان است. این آثار مربوط به بیست سال اخیر است که در این دو سال چاپ شده است.
یک کتاب ترجمه ی اشعار ملل هست که زیر چاپ است .
اگر امر دیگری ندارید تا به جایگاه خواب برویم ؟

تهیه و تنظیم :استاد فیض شریفی