نویسندگان ایران و جهان در رسانه ایرانیان اروپا

گذری بر زندگی و آثار بانوان نویسنده‌ی ایرانی، خانم‌ها فائقه سرخوش و گلاویژ نظریان

● فائقه سرخوش:
 
بانو “فائقه سرخوش”، نویسنده، شاعر و پژوهشگر کرمانشاهی، است.
وی دانش‌آموخته‌ی زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر ادبیات حماسی و تطبیقی فرهنگ و اساطیر ایران باستان است.

کتاب “اسطوره‌ی آسمان و زمین در ادبیات ایران باستان” اثر پژوهشی منتشر شده از این بانو است. این کتاب در سال ۱۳۸۹ خورشیدی، در ۳۲۰ صفحه، توسط انتشارات ترفند چاپ و منتشر شد.

▪معرفی کتاب اسطوره‌ی آسمان و زمین در ادبیات ایران باستان:
كتاب «اسطوره‌هاي زمين و آسمان در باور ايرانيان» حاصل تلاشی است برای يافتن ردپای انديشه‌های كهن اساطيری اين مرز و بوم در ادبيات حماسی آن كه به شيوه‌ای نقدگونه به تطبيق ميان برخی از اين انديشه‌ها با اساطير و ادبيات ملل ديگر و يا گذر آن در اديان می‌پردازد.
بنيان اين كتاب بر باور آسمان پدر و زمين مادر نهاده شده و مشتمل بر پنج فصل مجزاست كه فصل نخست آن به عنوان كليات به ريشه‌شناسی و بيان واژه «اسطوره» اختصاص يافته و در ادامه، به بيان مراحل مختلف شناخت جهان توسط بشر و تأثير جغرافيا و شرايط اقليمی در شكل‌گيری اسطوره می‌پردازد و پس از آن به حيطه اساطير ايران وارد شده و به معرفی عناصر مهم اين اساطير به ويژه عناصری كه در رابطه با موضوع اين جستار حائز اهميت است می‌پردازد.
فصل دوم با عنوان «آسمان مزدايی» به معرفی آسمان از ديدگاه اساطير مزدايی پرداخته و شش ويژگی برجسته آسمان را از ديدگاه اين اساطير كه عبارتند از بلندی، امنيت، تقدس، جاندارپنداری، قدرت باروركنندگی و ارتباط آسمان با زمان بيان می‌دارد و اهميت تأثير اين ويژگی‌ها را در اعطای نقش پدر هستی به آسمان روشن می‌كند.
فصل سوم با عنوان “زمين مزدايی” به سه بخش تن زمين، روان زمين و روانكاوی زمين اختصاص يافته است. بخش موسوم به تن زمين ابتدا به بررسی جغرافيای اساطير زمين و چگونگی ايجاد اين جغرافيا از ديدگاه اساطير مزدايی پرداخته و سپس در قسمت دوم از اين بخش، نقش زمين در تن انسان، غول اساطيری را با استناد به متون پهلوی مشخص كرده و علل و عوامل قرار گرفتن زمين در اين جايگاه را مورد بررسی قرار می‌دهد.
بخش بعدی كه “روان زمين” نام نهاده شده به بررسی آنيميسم (جاندارپنداری) زمين اختصاص يافته است. اين بخش كه مبتنی بر باور وجود فرشته زمين و امكان شهود اين فرشته در دنيای مادی است، ابتدا به معرفی سپندارمذ (امشاسپند موكل بر زمين) و دئنا (وجدان انسان) پرداخته و سپس رابطه ميان اين دو را مورد بررسي قرار می‌دهد و در ضمن اين بررسي معلوم می‌دارد كه چگونه مشاهده «دئنا» منجر به مشاهده «سپندارمذ» و به تبع آن «ارض ملكوت» می‌شود.
قسمت دوم اين بخش نيز ويژگی‌های جغرافيای «زمين ملكوت» را كه ساخته و پرداخته خيال فعال است بازگو كرده و نام و مختصات تقريبی جغرافيايی اين سرزمين را معلوم می‌دارد. بخش نهايی اين مقاله كه به «روانكاوی زمين» موسوم است به نقد و تحليل خصوصيات روانی زمين اختصاص يافته است.
فصل چهارم با عنوان «اسطوره پيوند و جدايی آسمان و زمين» به بررسی اين دو پديده، در تقابل با يكديگر و از ديدگاه اسطوره «يين و يانگ» می‌پردازد. در اين فصل آسمان نماد مرد، ملكوت و پدر و زمين نماد زن، ماده و مادر پنداشته میـشود و فصل آخر كه به «پيونددهندگان آسمان و زمين» موسوم است به بررسی اساطير دسته دوم پيوند آسمان و زمين يعنی اساطيری كه از پيوند مجدد اين دو پديده سخن می‌گويد اختصاص يافته است.

▪نمونه‌ی شعر:
(۱)
زنجیر زنجیر از دریدن شعر می‌گوید
وقتی که این دیوانه، این زن شعر می‌گوید
افکنده‌ام بر شانه نعش چاک چاکم را
خون، رگ به رگ از شوق رفتن شعر می‌گوید
آوار دستم شانه‌ای مردانه می‌خواهد
رخش است، در سوگ تهمتن شعر می‌گوید
جان می‌دهد تا نشکنم، مغرور – زانویم،
از غیرتش رگ تا به گردن شعر می‌گوید
قد می‌کشم بر بند بند استخوان‌هایم
تاکم… که از فصل رسیدن شعر می‌گوید
هم دشنه و هم زخم و هم مرهم خودم هستم
صد بیستون، صد تیشه در من شعر می‌گوید
می‌ایستم و در ابتدای گنگ فصلی سرد
جایی که یک دیوانه… یک زن… شعر می‌گوید.

■□■

● گلاویژ نظریان:

بانو “گلاویژ نظریان” نویسنده، شاعر کردستانی، دبیر انجمن ادبی چومان و برنده‌ی جایزه‌ی ادبی ملک‌الشعرای بهار در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ است.
وی زاده‌ی سال ۱۳۶۲ خورشیدی، در شهر کامیاران، و کارشناس مدیریت امور فرهنگی، مدرس کارگاه خلاقیت، نقاشی، سفال، هنرهای تجسمی و قصه‌گویی در مراکز مختلف استان است.

وی همچنین چندین کار کاشی شکسته و ویترای، نقاشی روی دیوار، کار عروسک‌سازی و ساخت ماکت‌های آموزشی رو انجام می‌دهد و جز منتخبین دوره رمان تحت نظارت بنیاد شعر و ادبیات داستان ایرانی می‌باشد.
چند داستان کودک در مجله های مختلف و یک کتاب کودک با نام آموزش الفبای انگلیسی از طریق نقاشی تا کنون از وی چاپ شده است.

رمان «کلاغی لای موهایم» مهمترین اثر ایشان است که در نوبت اول چاپ به همت نشر قدیانی منتشر شده است.
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
«بیشتر از چند فصل با تو حرف زده‌ام اما هنوز حقیقت را به تو نگفته‌ام، لااقل تمام حقیقت را، هرچند هنوز هم گمان می‌کنم زود است که با شبح عمر شهلا آشنا شوی. می‌ترسم خواب‌هایت مزه‌ی شوربختی بگیرد و سایه‌ات تبعید شود به سرزمینی که هر هشت هزار سال یک بار فقط چند کامیون بزرگ و خاکی رنگ از آن می‌گذرد، آن هم برای بردن و ریختن آدم‌های زنده درون گورهای بزرگ، گورهای خیلی بزرگ و راننده‌های همه‌شان حتما موهایشان قرمز است، کلاه به سر دارند، مست هستند و نام همه‌شان لابد عمر شهلاست.»

گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی و #لیلا_طیبی (رها)