نویسندگی

نویسندگی با حمیدنیسی گفتگو در داستان قسمت هشتم

ادامه ی (( گفتگو در داستان))
«« آیا شخصیت نیازمند حرکت است؟»»
_ جواب این سئوال بله است و باید گفت در تئاتر یا سینما به حرکت، مشغولیت صحنه می گویند. مشغولیت صحنه یا حرکت شامل نگاه، نقل مکان، حالت بیانی چهره، لحن خاص صدا، حال و هوا، مکث در گفتگو و…..است. در این حالت نویسنده یکی دو کنش فیزیکی را با گفتگو همراه می کند. وقتی بازیگر حرف می زند، عمل فیزیکی نیز انجام می دهد. حرکت برای نمایش بسیار حیاتی است. در رمان نیز کم اهمیت نیست، زیرا پلی است که جملات مختلف گفتگو را به هم وصل می کند. مثلاً اگر قصد ما نشان دادن سرزنشی ملایم باشد، می نویسیم:
« در حالی که مداد را بر پیشخوان می زد، گفت:« دیر اومدی خونه»
این حرکت – یعنی زدن مداد بر پیشخوان- گفتگو را برجسته می سازد. زدن مداد بر پیشخوان دال بر هیجان و عذاب درونی است. اصولاً چهار دلیل برای همراه کردن گفتگو با حرکت وجود دارد:
۱- تصویر کردن شخصیت( در حالی که با ضربه ی محکمی دو لنگه ی در شیشه ای را گشود گفت:« من از اینجا می رم»)
۲- خلق حال و هوا( در حالی که انگشتش را روی چانه و گردن طرف می لغزاند گفت:« من باهات کاری ندارم»)
۳- تاکید بر لحظه ی بحرانی داستان( زن گفت:« دست از سرم بردار!» و قطرات اشک از گونه اش پایین غلتید.)
۴- ایجاد مکث بین قطعات مختلف گفتگو( گفت:« بریم» و در حالی که دستش را مدام توی جیب کاپشن چرمی اش تکان می داد ، ادامه داد:« منظورم همین کالاست!»)
مشغولیت صحنه در تئاتر تلویحا نشان می دهد که نویسنده بر آن است تا شخصیت هایش کاری فراتر از بیان صرف گفتگوی خشک انجام دهند و انجام یک نوع حرکت فیزیکی آن گفتگو را کامل می کند. رمان یا داستان کوتاه نیز باید همین طور باشد. حرکات باید تکمیل کننده ی گفتگو و همراهی کننده ی آن باشد.فرض کنید قصدمان ایجاد حال و هوایی برای تفسیر و تأکید گفتگو است. راه حل ساده برای این کار خلق حرکت است که در خدمت شخصیت پردازی سخنگویان نیز در می آید. اگر منظورمان نمایش رضایت خاطر باشد می توانیم این کلمات را در بیان شخصیت جای دهیم.
_ گفت:« عجب غذایی » و در صندلی راحتی اش ولو شد..
یا اگر نمایش فقدان اطمینان منظورمان باشد:
_ زن گفت:« خدایا!» و دست دراز کرد تا روسری اش را لمس کند ، اما دست پس کشید…
از آنجا که حال و هوای وجود صحنه و شخصیت پردازی ، محصول جنبی مهمی از مشغولیت به شمار می روند، از تاثیر و کاربرد مشغولیت نباید غفلت شود. اما دلیل دیگر استفاده از مشغولیت ایجاد مکث در گفتگو است. چرا مکث لازم است؟ چون نه می خواهیم خواننده را با تکرار مکرر« او می گوید» خسته کنیم و نه می خواهیم گفتگو را بی مایه کنیم. بی مایه کردن گفتگو به این معنی است که آنقدر گفتگو به خورد خواننده بدهیم که هیچ یک از جمله ها ، هیچ مشخصه ی خاصی نداشته باشد. تفکیک جملات گفتگو با مشغولیت یا حرکت در خدمت تغییر سرعت و ریتم و جلب توجه خواننده قرار می گیرد. مشغولیت ها یا حرکات بین قطعات گفتگو مهم اند زیرا نه تنها بر حالت های افراد گفتگو کننده تاکید می کنند بلکه کلمات را مشخص تر می نمایند. اکنون باید بدانیم که چگونه باید گفتگو و حرکت را به کار ببریم:
_ حرکت و گفتگو باید جور باشند.
_ از حرکت بیش از حد باید اجتناب کرد( بهترین قانون این است که حرکت را به یک تکه مشغولیت در هر قطعه از گفتگو محدود کنید)
_ حرکت ها باید باورپذیر باشند( شخصی که حرکت را انجام می دهد باید از آن نوع شخصیت هایی باشد که چنین کارهایی را انجام می دهند. برای مثال یک شخصیت ترشرو احتمالا لب به تبسم نمی گشاید)
_ حرکت باید هدف داشته باشد( نویسنده باید از خود بپرسد که چرا این حرکت باید به کار رود، نه حرکتی دیگر؟ آیا اصلا هیچ حرکتی لازم است؟)
( ادامه دارد)….

نویسنده حمید نیسی

تنظیم پریسا توکلی