نویسندگی

نکاتی در مورد گفتگو در داستان کوتاه . بخش ششم

گفتگو در داستان کوتاه
قسمت ۶
رویاهای من:

نکات نویسندگی و مهارتهای نوشتاری (۴)

ادامه ی(( گفتگو در داستان))
۶- جزییات گفتگو
جزییات گفتگو نویسی از چند بخش تشکیل شده که عبارتند از :
۱) نشان دهم یا بگویم؟
۲) او گفت…آیا او گفت؟
۳) آیا شخصیت نیازمند حرکت است؟
۴) نقش لهجه در گفتگو نویسی
۵) انتقال از صحنه ای به صحنه ی دیگر و بازگشت به گذشته
۶) خودگویی ( جریان سیال ذهن، خودگویی درونی)
۷) داستان کوتاه یا رمان؟
۸) گفتگو در گفتگو
۹) سئوال و جواب
(((«« نشان دهم یا بگویم؟»»)))
روایت ، ابزاری برای نقاشی فضا و زمان که دامنه ی گسترده تر از گفتگو دارند، در اختیار ما می گذارد. با وجود این، همکاری هر دو ضروری است. به طور کلی از گفتگو استفاده بهتری می شود اگر:
_ مایل باشیم روی حادثه ی خاصی متمرکز شویم و واکنش شرکت کنندگان در حادثه را لازم داشته باشیم.
_ بخواهیم روایت بلندی را خرد کنیم تا ضرب آهنگ را تغییر دهیم.
_ بخواهیم فاصله ها را با شخصیت پردازی پر کنیم.
_ مایل باشیم به صحنه جان بدهیم.
/از طرف دیگر روایت ، ما را نه تنها سریع تر پیش می برد، بلکه بیشتر نشانمان می دهد. روایت تلفیقی از توصیف صحنه و بیان موجز ماجرا و مشغولیت صحنه است. روایت، نگارش نمایشی ماجرا با هدف پیش بردن داستان است. روایت باید به سه سئوال اصلی پاسخ دهد، چه اتفاقی رخ داده است؟ چه اتفاقی در حال وقوع است؟ چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ اگر گفتگو مستقیما و بلاواسطه حادثه ای را به ما نشان می دهد، روایت هم به ما می گوید که چه اتفاقی در حال وقوع است. فرض کنید بخواهیم یک صحنه ی خیابانی را توضیح دهیم و بخواهیم حس و حال تهدیدآمیز خیابان را القا کنیم، به یکی از دو روش زیر می توان این کار را ارایه داد:
« چین و شکن سایه ها در تاریکی ناپدید می شد، نورهای کم جان روی لبه ی جدول ها می پاشید و به نظر می رسید که گرد و غباری شفاف در هوا پراکنده است. دیوارهای آجری، دو طرف خیابان بر فراز همه ی اینها قد برافراشته بود که سایه ها را در تاریکی محو می کرد و جز سکوت محض حاکم نبود.»
یا
« مرد گفت: ساکته
« سه بعد از نصف شب کی توی خیابون راه می افته؟»
« تو این فکرم که پشت این دیوارهای آجری چی می گذره؟»
« یالا دیگه بزن بریم»
« کاش لااقل ماه تو آسمون بود»
« مراقب باش جدول»
« محض رضای خدا بگو ببینم چرا ما منتظر نشدیم تا هوا روشن بشه؟»
_ کدام یک از این دو قطعه دراماتیک تر، زنده تر و مستقیم خواننده را درگیر می کند؟ بی تردید گفتگو، کشمکش دو شخصیت و محیط در یکی دو سطر تصویر شده است، آنچه گفتگو می تواند با یکی دو سطر انجام دهد، روایت طی چند پاراگراف باید انجام دهد. ولی به طور کلی گفتگو و روایت با هم کار می کنند. در یک قطعه ی داستانی جا برای هر دو محفوظ است و وظیفه ی نویسنده است که آنها را خوب تلفیق کند. باید این را بدانیم که جریان گفتگو نیاز کمتری به توقف و شکسته شدن دارد تا جریان روایت. ما در پی جلب نظر و تداوم دقت خواننده هستیم. ضرب آهنگ کار باید طوری باشد که خواننده بتواند روی امواج بماند. گفتگو به مثابه عامل تغییر ضرب آهنگ خوب ادای وظیفه می کند. وقتی شخصیت ها صحبت می کنند ، خواننده موظف است توجه بیشتری کند، زیرا دیدن کنش و واکنش ها جالب است. روایت نمی تواند این جذابیت را به ما منتقل کند. از طرف دیگر، گفتگو هم نمی تواند دیدگاه کلی حوادث را به ما انتقال دهد. گفتگو برای نماهای درشت، برای بلاواسطه بودن صحنه، برای دمیدن حسی از حیات در صحنه به کار می رود. به یاد داشته باشید که بهترین شیوه، تلفیق گفتگو و روایت است.
( ادامه دارد)

حمید نیسی
دبیر سرویس آیین نگارش و اصول نویسندگی
بخش فرهنگی