نکات نویسندگی

نکات نویسندگی در داستان کوتاه (١)

نکات نویسندگی در داستان کوتاه

گردآورنده :حمید نیسی

بخش اول

 

 

داستان کوتاه چیست و مولفه های آن کدامند؟

_ همه ی تمدن های بدوی اسطوره ها و حماسه هایی برای خود دارند. عمده ی ادبیات مکتوب بدوی( حماسه ی گیلگمش، قصص عهد عتیق، اساطیر رومی و یونانی و …) سخت وامدار قصه هایی از همین اسطوره ها و حماسه ها است. و غالبا همین قصه ها هستند که تکامل یافته اند و پیچیده تر شده اند و به نگارش در آمده اند. اما ادبیات داستانی جدید با اینکه تغییر شکل یافته ی همان انواع دیرین برای مصرف تازه ای است ولی از آن پیشینه بسیار فاصله گرفته است. نمی توان رمان یا داستانی امروزی را اقتباس از اسطوره ای باستانی به شمار آورد و توجه نکرد که حیات آن در میان ارزش های کاملا متفاوتی سپری می گردد. نیروهای علم و صنعت و سرمایه داری و دمکراسی که نظام ارباب و رعیتی را ریشه کن کردن ، بسیاری از شالوده های سنتی اطمینان خاطر انسان را نیز از میان برداشتند. باورهای کهن مورد تردید قرار گرفتند، نهادها دگرگون یا نابود شدند. روزگار نو به همان اندازه که دوران خوش بینی بود عصر نگرانی شد و در این سده بسیاری بیشتر آن را زمانه ی نومیدی یافته اند. اکنون عصر داستان است.
انگیزه هایی که داستان نویس معاصر را پدید می آورند شاید در اصل تفاوتی با آنها که داستان‌گوی بدوی را پدید می آوردند نداشته باشند. او نیز می خواهد اسطوره سرا باشد و اغلب هست، اما مسئله ی او بسیار پیچیده است. داستان های نخستین وسیله ی اظهار بودند، اما داستان امروزی ابزار پژوهش است. داستان های نخستین از جانب یک جامعه ی تمام سخن می گفتند، داستان امروزی سخنگوی فرد تنهایی است به نام نویسنده. نویسنده ی امروزی جهان بینی اش را اخذ نمی کند بلکه کشف می کند و گر چه ممکن است بیانگر حقایقی جهان‌شمول نباشد ، گوینده ی نظری درباره ی ارزش ها است. داستان وعظ نیست. داستان نشان می دهد، موعظه نمی کند. ارزشهای داستان نهفته است تا آشکار. نویسنده هر چه عینی باشد ، هر چه بیشتر به نشان دادن پایبند باشد تا بیان کردن، ارزشهایش در داستانش( در موضوع آن، در سبک آن، در شیوه ی ترسیم شخصیت ها، در پیرنگ ها آن ، در لحن گفتار آن) رخنه می کنند. خواننده ی موشکاف، خواندن این نشانه ها را فرا می گیرد. در داستان های زمان حال تشخیص ارزش ها دشوارتر می شود. بسیاری از نویسندگان این زمان دنیای اتلاف کار امروز را خراب آباد الفاظ می دانند. با حذف کردن پیرنگ و خرد کردن جملات و به هر طریق تصورپذیر و تصورناپذیر ، سرپیچی از الگوهای زبانی و داستانی که در دهه های پیشتر قرارداده شده اند. اینان نه تنها به تخریب زبان بلکه به انقباض آن نیز حساسیت نشان می دهند. اما خطا است اگر گمان کنیم این نویسندگان از ارزش ها دست شسته اند. گفتن اینکه آنها انسجام داستان کوتاه متعارف را از آن گرفته اند به معنی آن نیست که بگوییم هیچگرایی یا بی هدفی یا دیوانگی را مرام تازه ی خود ساخته اند. آنها به بیهوده گی و هرج و مرج تاریخ معاصر آگاه هستند و واکنش شأن بیشتر غیر سیاسی و شخصی است. نظر خود را ابراز می کنند ولی به روش های غافلگیر کننده و گاه حتی تکان دهنده.
این نویسندگان را باید به دقت مورد توجه قرار دهیم ، زیرا داستان های آنها چیزی را بیان می کنند که بدون شک در تمدن ما حضور دارد: احساس ناامیدی، فروپاشی، دلهره، پوچی، خشونت و غالبا همچنین شوخ طبعی رهایی بخشی. ولی همه ی نویسندگان معاصر در این نوع بینش ها سهیم نیستند و برای آنها روش های سنتی و تلقیات سنتی از زندگی بشر دست در دست هم دارند و اینان هنوز از روش های سنتی سود می برند.
داستان کوتاه چیست؟ روایت ابتر و ناقصی از رمان است؟ یا خود یک ژانر مستقل است، یعنی نوع ادبی خاصی با قالب و محتوا و سبک خاص؟ این پرسش مشغله ی ذهنی خیل عظیمی از نویسندگان اندیشمند داستان کوتاه بوده و هست. نویسندگانی که این سئوال ها را مطرح کرده اند به طور کلی داستان کوتاه را اثری تصادفا کوتاه نمی دانند، بلکه نوع ادبی یگانه ای با تکنیک ها و تاثیرهایی غیر قابل حصول به وسایل دیگر می دانند. اما این تاثیرها و تکنیک ها کدامند؟
( ادامه دارد)

تنظیم پریسا توکلی

دبیر بخش فرهنگی