هنر زندگی

هنر زندگی

 

 

 

کتابها، عکسها، فیلم‌ها و‌ … همگی میتوانند آثار ماندگاری باشند.

شاعران، نویسندگان، کارگردانان و غیره برای گفتن حرفها و تجربیات خودشان دست به خلق اثر میزنند. گاه مهم و با ارزش، گاه کوچک و یا کم ارزش!

نویسنده ای برای افراد جامعه‌ی خود و دیگر جوامع و برای نسل های بعدی کتاب یا مقاله‌ای در خور توجه مینویسد و باعث تغییر تفکر و ایجاد انقلاب درونی در افراد و یا در اجتماع می‌شود.

کارگردانی، فیلم خوب میسازد، دریچه‌ای جدید برای جهان می‌گشاید و برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم می‌شود.

شاعری اشعار فاخر و‌ ماندگار می‌سراید و تا قرن ها در محافل از وی و اشعارش سخن می‌رانند.

نقاش بهترین تابلو را به یادگار می‌کشد و تا قرن‌ها در موزه‌ها مهمان می‌شود.

عکاس زیباترین و ناب‌ترین عکس‌ها را می‌اندازد و مدت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بله، افراد مهمی در تاریخ بودند که در باقی گذاشتن آثار مهم، نقش مهمی داشتند!

اما همان اشخاص در “زندگی شخصی” موفق نبوده‌اند.

در واقع هیچ انسانی در تمام امورات زندگی موفق و نمونه نبوده است. اما باید دانست موفقیت در زندگی شخصی یعنی چه؟ و چه تفاوتی با زندگی هنری و یا شغلی دارد؟ برخی معتقدند داشتن همسر و فرزند، داشتن شغل پر درآمد یعنی موفقیت در زندگی شخصی! اما باید عمیق‌تر بیاندیشیم.

“زندگی” خود خالق اثر است.

یعنی زندگی که به هر یک از ما به عنوان بزرگترین هدیه بخشیده شده، خودش خالق اثر است و شما بزرگترین اثر زندگی هستید.

و اما یکی دیگر از بزرگترین و مهم‌ترین اثر زندگی، آموختنِ درست زندگی کردن است.

درست زندگی کردن یعنی آزار ندادن دیگران،

به وقت ناملایمات زندگی آرامش را حفظ کردن،

تعادل و توازن را میان همسر و فرزند برقرار کردن و

عمل کردن به تمام شعارهایی که می‌دهی…

با همین چند تعریف کوتاه از درست زندگی کردن، معنا و مفهوم آثار مهم زندگی را بدرستی درک و می‌توانید پیرو آن با مثال‌های بیشتری آن را تکمیل کنید.

خلق آثار مهم فقط برای هنرمندان نیست.

به وجود آوردن یک اثر برای افراد عادی هم وجود دارد.

خلق یک اخلاق خوب یا یک اتفاق خوب برای همسر و اطرافیان یک “اثر ماندگار در قلب ‌و روح” اوست.

خلق یک غافلگیری زیبا، یک لبخند، مهربانی، لطف‌ و زیبایی برای خانواده، دوست، همسایه و همکار خود یک “اثر ماندگار” است.

همه‌ی‌ ما انسانها مسافر این زندگی هستیم. مسافرانی که از تاریخ بلیط سفرمان آگاه نیستیم و نمیدانیم در چند سالگی و چطور خواهیم رفت.

باید از خود سوال مهمی بپرسیم. اگر همین حالا عازم سفر باشیم، آیا فرصت کرده‌ایم به اطرافیانمان عشق ‌و محبت هدیه کنیم؟

اندکی که به این سفر می‌اندیشیم، دنیایی از اندوه و فرصت‌های از دست داده را مرور می‌کنیم. فرصت هایی که از لحظه تولد به هر یک از ما داده شد. اولین فرصت حیات ما بود و باقی فرصت‌ها را بایستی ما می‌ساختیم.

از این لحظه به بعد باید فرصت بخشش، مهر، دوستی، گذشت، بهتر و زیبا دیدن را غنیمت شماریم و تا می‌توانیم ببخشیم و بگذریم، شاید دیگر فردایی نباشد. فرصت‌ها از همین ثانیه و از همین لحظه که این مقاله را مطالعه می‌کنید هم آغاز می‌‌شود.

این دنیا مثل نقش بازی کردن در مقابل دوربین است و ما بازیگران نقش خودمان هستیم.

نمی دانیم وقتی نقش‌مان به پایان میرسد و دنیا را ترک میکنیم، قلبمان آکنده از کینه و کوله‌ باری سنگین از نا بخشودگی همراه است یا نه؟

همه ما بازیگر هستیم و هر یک از ما “نقش اصلی” زندگی خودمان را به عهده داریم.

هر کدام میتوانیم از خود اثری ماندگار باقی بگذاریم. یا اینکه بدون یک اثر ماندگار، از “تاریخ قلب‌ها” محو شویم!

آری تاریخِ قلب‌ها!

“تاریخ ذهن” برای تمام شاعران برجسته، نویسندگان قهار، کارگردانان بنام، موسیقی‌دانان مشهور و حتی سیاستمداران جهان و بازیگران مطرح کاربرد معنایی بیشتری دارد. اما آیا همه آنها در “تاریخ قلب‌ها” ماندگار بودند و هستند؟! آیا شما قرار است یکی از نامبردگان جهان باشید؟! مسلماً خیر، پس چگونه می‌توان در تاریخ ماند؟

“تاریخ قلب‌ها” یعنی ماندگاری نام و گرمای احساس شما در قلب دیگران و اگر هیچکسی شما را بعد از گذشت زمان کمتری؛ دیگر به یاد نیاورد، یعنی محو شدن شما از تاریخ قلب‌ها.

اگر خانواده، دوستان و همکاران شما از شما به تلخی و با خاطرات بد یاد کنند، یعنی محو شدن شما از تاریخ قلب‌ها.

اگر با وجود پیشرفت چشم‌گیری که در زندگی داشته اید، باز هم جایگاهی در قلب دیگران نداشته باشید، در حقیقت شما یک بازنده هستید که زندگی‌تان را کاملاً باخته‌اید.

اگر شما تمام ساعات شبانه روز را برای همسر و فرزندانتان زحمت بکشید و ساعتها کار کنید اما بدرستی به آنان محبت نکنید و رفتارتان زشت و زننده باشد، شما جایگاهی در قلب آنان نخواهید داشت. اگر همکاران و یا دوستانتان از شما کدورتی به دل داشته باشند، شما فاقد جایگاه در قلب آنان هستید حتی اگر بهترین و پر درآمدترین شغل از آن شما باشد. در واقع شما بازنده ای هستید که نقاب موفقیت را قرض گرفته اید و این نقاب دیر یا زود از شما سلب می‌شود چرا که هرگز ماندگار نخواهد بود.

هر یک از شما مثل یک کتاب هستید.

میتوانید کتابی ماندگار باشید یا بعد از چاپ اول دیگر خوانده نشوید، خوانندگانی نداشته باشید و برای چاپ دوم و سوم نروید!

این نقطه‌ی پایان شماست.

میتوانید صفحه به صفحه‌ی زندگی‌تان را خودتان به زیبایی بنویسید.

آغاز این کتاب با شما نبوده اما میتواند با دستان خودتان، بهترین پایان را داشته باشد.

 

نویسنده: رعنا محمدی