نقد و بررسی

گزیده ی مقالات‌ و نقد ادبی ” از خوزیان به جهان بیمار می نگرم ” نوشته “لهراسب زنگنه” به قلم‌ “استاد فیض شریفی”

گزیده ی مقالات‌ و نقد ادبی
” از خوزیان به جهان بیمار می نگرم ”
لهراسب زنگنه
انتشارات کتاب هرمز اهواز ۱۴۰۲

کتاب چند پیش مقدمه دارد:
یادی از میرزا آقاخان کرمانی، از نخستین شارحان نقد ادبی مدرن در عهد مشروطيت و این دو بیت از او :

به عالم سال ها این نثر و منظوم
مگر از ما بماند یادگاری

وفایی نیست با دوران ایام
اگر روزی بود یا روزگاری

یک تقدیم نامه به همسر و نوه ها
و سوم : نام کتاب که برگرفته از شعری از رضا بختیاری اصل

ناقد در مقدمه ، کتاب را به امان الله شيخ رباط تقدیم کرده است که از روی کرم و بدون چشم داشت او را به سر کار گذاشته بدون آن که بهره‌ ی خود بجوید .
کتاب ” از خوزیان به جهان بیمار می نگرم ” ۱۹۵ صفحه است .
لهراسب زنگنه ۶۵ شعر و کتاب شعر و داستان‌ را نقد و بررسی کرده و بر آن ها نظر داده است :
نقد نخست را بر یکی از سروده‌های فيض شریفی به اجرا در آورده و در مقطع کتاب چند داستان از فیض شریفی را نقد و بررسی کرده است و با نقد داستان ” گاردریل ” از فریده ی آقاسی پور ، کتاب را بسته است .
از نگاه این نگارنده، خوانش ” دوباره خوانی ” هایی که زنگنه بر آثار فيض شریفی، رضا بختياری اصل ، حیات علی فرخ منش ، شهرام فروغی مهر ، نسرین جافری، قاسم آهنین جان ، سریا داوودی حموله، علی صبوری ، تقی جهان بخشی ، الياس صالحی نژاد، و زهره ی یوسفی و قباد آذرآیین از مابقی نقد ها قوی تر و پویاتر است .

لهراسب زنگنه در نقد به عمق می زند ، واشکافی می کند و با صاحب اثر همذات‌پنداری می کند .
نقد این ناقد والا مقام اغلب نقد تطبیقی است .
زنگنه خیلی خوانده است و ذهن فعال و قدرتمندی دارد .
زنگنه شاهکارهای بزرگ دنیای معاصر را به خوبی واکاوی کرده و می کند و با آثار شاعران و نویسندگان بزرگ ایران ، آنها را طاق می زند و در هم آغشته می کند و پس از آن بر سر میز تشریح می نشاند و برای درمان اثر مثل یک پزشک متخصص نظر می دهد .

نقد تطبیقی از نگاه من با نقدهای اسلامی ندوشن و عبدالحسین زرین کوب در ایران کلید خورد .
نقد های این دو استاد دانشگاه در هياهوهای نقدهای ژورنالیستی و بگیر و ببندها و گرد و خاک ها و فحاشی های ژردانفی استالینی
گم شد .
نقدهای تطبیقی اسلامی ندوشن مثل نقدهای زنگنه به عمق می زند ، عميق می شود و الگو می آورد ولی نقدهای بی خطر دانشگاهی امروز در سطح حرکت می کند ، این نوع نقدها به عنوان مثال تاريخچه ی قالب چهارپاره را بررسی می کند و به ویکتور هوگو و رشید یاسمی بر می گردد .همین .
همین هم خوب است ولی مثلا لهراسب زنگنه همبن کار را می کند ولی می گويد که قالب چهارپاره در انقلاب‌ فرانسه و انقلاب‌ مشروطیت و از دل وقایع و رنج و شکنج مردم به وجود آمده است .

مثالی از کتاب ” از خوزیان به جهان بیمار می نگرم ”
ناقد در پاری از اشعار زهره ی یوسفی در کتاب برانکارد خالی می نویسد :” در این کتاب ، شاعر با گریز به شکلی‌ از نابیناهی و اپیدمی ” کوری ” مدرن ، به شکلی در کار خويش، فرهنگ توتالیتری را به چالش کشیده و از نسل ” جرج اورول ” و ” ساراماگو ” و نویسندگانی که با اندیشه های انحصار طلب و تک صدایی نبرد کرده اند ، در شعرش رونمایی کرده است …یوسفی سروده است :”
ما کورهای ساراماگو
سايه های مرگ هیچکاکیم
می بینیم
ولی نمی بینیم
بند هشت دنیاییم و
پروازمان در خواب …
آهای زندانبان!
کجای جهان سیگار می کشی ؟ ”

( ص. ۱۶۸ )

نقد و بررسی از خوزیان به جهان بیمار می نگرم از جناب
#لهراسب زنگنه به قلم # استاد فیض شریفی

تنظیم :رامک تابنده