یادداشت های یک نویسنده

یادداشت های یک نویسند”تاج و کی روش و مابقی ماجرا”به قلم استاد فیض شریفی

تاج و کی روش و مابقی ماجرا

نام ها گاهی بی خود برکسی گذاشته نمی شود .بعضی ها ” تاج ” بر سر دارند و همای سعادت در هرحال بر سر آنها می نشیند .
” کی ” هم به معنی ” شاه ” است و ” تاج ” را به یاد می آورد.
” روش ” را هم ” روشنا و روش و منش ” و امثالهم بخوانید .بی تربیت نباشیم و جور دیگری ” کی روش ” را نخوانیم .
” تاج ” به ” کی ” می آید .
تاج تا کنون چه به دست آورده است که پيش از آن به دست نیاورده اند و بعد از او به دست نیاورده باشند .
ایران در زمان کی روش سی ام جهان بود ، ولی در زمان اسکوچیچ تا بیست و یک هم آمد .
کی روش چی به دست آورده است ؟ که مایلی کهن و امثالهم به دست نیاورده اند ؟
کی روش تا توانست از تیم های صغير و کبیر باخت .
او در هرکجای جهان ، یک دو رگه دید ، رفت و آورد و جیب خلایق را خالی کرد و باز هم باخت .
باخت که شاخ و دم ندارد .چه یک هیچ از آرژانتین ببازی چه با پرتغال مساوی کنی و حذف شوی ، تو باخته ای با وجود آن که اتوبوس و قطار و منار دم دروازه کار گذاشته باشی ، از تمام تیم های خرد و درشت در کلمبيا و مصر و امثالهم باخته ای ، تو چه در پنالتی باخته باشی و چه داور ترا بازمانده باشد باخته ای چون نتوانسته آی ببری ، چون نتوانسته ای گل بزنی، باخته ای.
تو تا کنون چه عنوانی کسب کرده ای .یک بار کره را با نود و چند دقیقه برده ای و فوارد گل زن ات گفته‌ : دستور کی روش بوده که بزنید زيرش، یکی اش گیر من آمد گل کردم …
این هم هنر هست که بتوانید با بهترین های آسیا و لژیونرهای کوچک و بزرگ با کم ترین گل و کم ترین برد بمانی .
“تاج” و “کی” بی خود دوباره به هم نرسيده اند ، یکی بازیکن به پرتغال صادر می کند و پول می آورد و یکی هم به نان و نوا می رسد .
دو شکست‌ خورده یکی در کلمبيا و مصر و یکی با ویلموس و قراردادهای ترکمن چایی و گلستانی، دوباره‌ به هم می رسند .
خلاصه اش کنم داستان همین است و همان است که نویسنده ی نمایش نامه‌ ی ” در انتظار گودو ” نوشت :” شکست بخور و بلند شو ، دوباره شکست بخور و دوباره‌ بلند شو .”
نوش جان

فيض شریفی
نوزده ام شهريور ماه ۱۴۰۱

تنظیم: رامک تابنده

دبیر بخش فرهنگی رسانه.